از بهر هلال عید آن مه ناگاه
از بهر هلال عید آن مه ناگاه بر بام دوید و هر طرف کرد نگاه هرکس که بدید گفت سبحانالله خورشید برآمدست و میجوید ماه…
از تو طمعم یکی صراحی باده است
از تو طمعم یکی صراحی باده است زیرا که مرا حریفکی افتاده است چون مست شود مرا بخواهد دادن زیرا که مرا وعده به مستی…
از حادثهای که هرچه زو گویم هست
از حادثهای که هرچه زو گویم هست هرچند که بشکست مرا هیچ نبست گفتند شکستهای به دست آور دست آوردهام آن شکسته لیکن هم دست…
از چرخ که کامی به مرادم ننهاد
از چرخ که کامی به مرادم ننهاد وز بخت که بندی ز امیدم نگشاد پیروز شه طغان تکین دادم داد پیروز شه طغان تکین باقی…
از دست تو بنده داستانی شده گیر
از دست تو بنده داستانی شده گیر وز مهر نشانهٔ جهانی شده گیر دل رفت و نماند جان و تن بر خطرست من ماندم و…
از خاک درت ساختهام مفرش خویش
از خاک درت ساختهام مفرش خویش بر خیره به باد داده عیش خوش خویش بنمای به من تو آن رخ مهوش خویش هان تا نبرم…
از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت
از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت وز چهرهٔ گل روی زمین حور گرفت صحرا سلب بزم ملکشه پوشید بستان صفت مجلس دستور گرفت انوری
از غم صدف دو دیده پر در دارم
از غم صدف دو دیده پر در دارم وز حادثه پوستین به گازر دارم دردا که تهی دامنم از زر درست وز دست شکسته آستین…
از عشق تو درجهان سمر خواهم شد
از عشق تو درجهان سمر خواهم شد وز دست غمت زیر و زبر خواهم شد وانگه زپس هزار شب بیخوابی گریان گریان به خواب درخواهم…
از گردش این هفت مخالف بر هفت
از گردش این هفت مخالف بر هفت هر هفت در افتیم به هفتاد آگفت می ده که چو گل جوانیم در گل خفت تا کی…





