قومی که در این سفر مرا همراهند

قومی که در این سفر مرا همراهند از تعبیهٔ زمانه کم آگاهند ما می‌کوشیم و آسمان می‌گوید نقش آن باشد که نقشبندان خواهند انوری

Continue Reading...

فرمان تو بر جهان قضای دگرست

فرمان تو بر جهان قضای دگرست کلک تو گره‌گشای بند قدرست هر نامه که در نظم امور بشرست توقیع برو ابوالمعالی عمرست انوری

Continue Reading...

کار تنم از دست دلم رفت ز دست

کار تنم از دست دلم رفت ز دست بیچاره دلم به ماتم جان بنشست جان دل ز جهان بربد و رخت اندر بست سازم همه…

Continue Reading...

کس نیست غم اندوخته‌تر زین که منم

کس نیست غم اندوخته‌تر زین که منم با درد تو آموخته‌تر زین که منم گفتی که نه‌ای به عشق درپخته هنوز خامی چه کنی سوخته‌تر…

Continue Reading...

کسری که کمان عدل او کرد به زه

کسری که کمان عدل او کرد به زه حاتم که ز کان به جود بگشاد گره رستم که به گرز خود کردی چو زره پیروز…

Continue Reading...

کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی

کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی یا در طلب وصل تو رایی زدمی بر حیله‌گری دسترسم نیز نماند آن دولت شد که دست…

Continue Reading...

کون خر ملک ریش گاو افتادست

کون خر ملک ریش گاو افتادست چون استر بد لایق داو افتادست در صدر وزارتت که در عشق زرست چون از پس راء عمرو واو…

Continue Reading...

کویی که درو مست و بهش درگذری

کویی که درو مست و بهش درگذری زنهار به خاک او به حرمت نگری نیکو نبود که از سر بی‌خبری تو زلف بتان و چشم…

Continue Reading...

گر بنده دو روز خدمتت را بگذاشت

گر بنده دو روز خدمتت را بگذاشت نه نقش عیادت تو بر آب نگاشت تقصیر از آن کرد که چشمی که بدان بیماری چون تویی…

Continue Reading...

گر بنده ز آب می‌بترسد شاید

گر بنده ز آب می‌بترسد شاید مکتوب تو هم دلیریی ننماید آخر دو سه خدمتم از آن سو آمد باید که یکی جواب از این…

Continue Reading...