صورتگر فطرت ننگارد چو تویی
صورتگر فطرت ننگارد چو تویی دوران فلک برون نیارد چو تویی هرچند همه جهان تو داری لیکن ای صدر جهان جهان ندارد چو تویی انوری
عاقل چو به حاصل جهان درنگرد
عاقل چو به حاصل جهان درنگرد خشک و تر آسمان به یک جو نخرد کو هرچه دهد یا که بیارد ببرد حاشا چو سگی که…
عدل تو چو سایه بر ممالک پوشد
عدل تو چو سایه بر ممالک پوشد کان ماند و بس که از کفت بخروشد چون مینوشی که نوش بادت گویی خورشید به ماه مشتری…
عدل تو زمانه را نگهدار بس است
عدل تو زمانه را نگهدار بس است تایید تو دین و ملک را یار بس است چون کار جهان کلک تو میدارد راست تا هست…
عشقی که همه عمر بماند این است
عشقی که همه عمر بماند این است دردی که ز من جان بستاند این است کاری که کسش چاره نداند این است وان شب که…
عمری جگرم خورد ز بدخویی چرخ
عمری جگرم خورد ز بدخویی چرخ یک روز نرفت راه دلجویی چرخ آورد و به دست جور مریخم داد با زهره گرفتست مرا گویی چرخ…
عمری بادت کزو به رشک آید نوح
عمری بادت کزو به رشک آید نوح راحی به کفت کزو خجل گردد روح شام همه شبهات به صبح آبستن صبح همه روزهات ضامن به…
عمری که تر و خشک من آن بود گذشت
عمری که تر و خشک من آن بود گذشت وان مایه که کردمی بدان سود گذشت افسوس که روز بیغمی دیر رسید پس چون شب…
عمزاد و عمزاد خریدند بری
عمزاد و عمزاد خریدند بری عمزادگکی قدیمشان اندر پی اینک چو دو نوبهار بین با یک دی عمزاد همی رود دو عمزاد ز پی انوری
عیشی که نمودم از جوانی همه رفت
عیشی که نمودم از جوانی همه رفت عهدی که خریدم از جهان دمدمه رفت هین ای بز لنگ آفرینش بشتاب وین سبزهٔ عاریت رها کن…





