جانا لبم از شراب غم خشک مکن

جانا لبم از شراب غم خشک مکن چشمم ز سرشک هیچ دم خشک مکن در عشق گران رکاب صبری داری زنهار نمد زین ستم خشک…

Continue Reading...

جدت ورق زمانه از جور بشست

جدت ورق زمانه از جور بشست عدل پدرت سلسلها کرد درست ای بر تو قبای جاهشان آمد چست هان تا چه کنی که نوبت دولت…

Continue Reading...

جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر

جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر غمخوار توام عمر مرا خوار مگیر در کار تو کارم ار به جان یابد دست تو پای…

Continue Reading...

جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد

جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد وز مرتبه آفتاب را بار نداد از مرگ به یک تپانچه در خاک افتاد احسنت ای مرگ هرگزت…

Continue Reading...

چرخا زحلت نحس‌ترست یا بهرام

چرخا زحلت نحس‌ترست یا بهرام زهره‌ت غر و مشتریت مغرور به نام تیرت ز منافقی نه پخته‌ست و نه خام خورشید تو قحبه است و…

Continue Reading...

چشم تو در آیینه به چشم تو نمود

چشم تو در آیینه به چشم تو نمود بر چشم تو فتنه گشت هم چشم تو زود چشم خوش تو چشم ترا کرد به چشم…

Continue Reading...

چشم و دل من که هرچه گویم هستند

چشم و دل من که هرچه گویم هستند در خصمی من به مشورت بنشستند اول پایم بر درغم بشکستند واخر دستم ز بی غمی بر…

Continue Reading...

چشمم ز غمت به هر عقیقی که بسفت

چشمم ز غمت به هر عقیقی که بسفت بر چهره هزارگل ز رازم بشکفت رازی که دلم ز جان همی داشت نهفت اشکم به زبان…

Continue Reading...

چشمم ز همه جهان فرازست اکنون

چشمم ز همه جهان فرازست اکنون وین دیده به دیدار تو بازست اکنون گفتار همه جهان مجازست اکنون ما را به جمال تو نیازست اکنون…

Continue Reading...

چندان که مرا دلبر من رنجاند

چندان که مرا دلبر من رنجاند گر هیچ کسی نداند ایزد داند یک دم زدن از پای فرو ننشیند تا بر سر آب و آتشم…

Continue Reading...