ای مسند تو قاعدهٔ دولت گل

ای مسند تو قاعدهٔ دولت گل خصمت که ز عز تست دست خوش ذل بی‌قدر چو خار باد و کم عمر چو گل چون آب…

Continue Reading...

ای نامتحرک حیوانی که تویی

ای نامتحرک حیوانی که تویی ای خواجهٔ رایگان گرانی که تویی ای قاعدهٔ قحط جهانی که تویی ای آب دریغ کاهدانی که تویی انوری

Continue Reading...

ای نحس چو مریخ و زحل بی‌گه و گاه

ای نحس چو مریخ و زحل بی‌گه و گاه چون زهره غرو چو مشتری غره به جاه چون تیر منافق نه سفید و نه سیاه…

Continue Reading...

ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی

ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی بی‌نوبت تو مباد عالم نفسی آوازهٔ نوبتت به هر کس برساد لیکن مرساد از تو نوبت به کسی…

Continue Reading...

ای نسبت تو هم به نبی هم به علی

ای نسبت تو هم به نبی هم به علی عمر ابدی بادت و عز ازلی باقی به وجود تو پس از پانصد سال هم گوهر…

Continue Reading...

ای هجر مگر نهایتی نیست ترا

ای هجر مگر نهایتی نیست ترا وی وعدهٔ وصل غایتی نیست ترا ای عشق مرا به صد هزاران زاری کشتی و جز این کفایتی نیست…

Continue Reading...

آیا که مرا تو دست گیری یا نه

آیا که مرا تو دست گیری یا نه فریادرسی در این اسیری یا نه گفتی که ترا به بندگی بپذیرم خدمت کردم اگر پذیری یا…

Continue Reading...

آیا گهر وصل تو یارم سفتن

آیا گهر وصل تو یارم سفتن راه تو امیدوار یارم رفتن می‌روشن و حجره خالی و موسم گل ای گلبن نو شکفته یارم گفتن انوری

Continue Reading...

این دل چو شب جوانی و راحت و تاب

این دل چو شب جوانی و راحت و تاب از روی سپیده‌دم برافکند نقاب بیدار شو این باقی شب را دریاب ای بس که بجویی…

Continue Reading...

این طایفه گر مروت آیین نکنند

این طایفه گر مروت آیین نکنند زیشان نه بس اینکه بخل را دین نکنند رفت آنکه به نظم و شعر احسان کردی امروز همی به…

Continue Reading...