ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی
ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی وز سایهٔ ابر ترک شبپوش کنی آن کت ز چمن پار برون کرد اینجاست امسال چه خویشتن…
ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون
ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون چون خرس کریه شخص و چون خوک نگون چون بوزنه سخره و چو کفتار زبون چون…
ای گوهر تو اصل طفیل آدم
ای گوهر تو اصل طفیل آدم وی ذات تو معنی و عبارت عالم تا حکم کفت نکرد روزیده خلق وز خلقت آدمی نیاورد شکم انوری
ای گوهر تو بر آفرینش غالب
ای گوهر تو بر آفرینش غالب چون رحمت ایزد همه خلقت طالب از جملهٔ اولاد نبی چون تو کراست فرزند تو و هر دو علی…
ای لشکر تو روی زمین بگرفته
ای لشکر تو روی زمین بگرفته نام تو دیار کفر و دین بگرفته روزی به بهانهٔ شکاری بینی از روم کمین کرده و چین بگرفته…
ای گوهر تو خلاصهٔ عالم گل
ای گوهر تو خلاصهٔ عالم گل باد از تو دو قوم را دو معنی حاصل چون آب نکوخواه ترا حکم روان چون لوله بداندیش ترا…
ای ماه تمام برنیایی آخر
ای ماه تمام برنیایی آخر جانی که همی رخ ننمایی آخر چون جان به لطافت و چو ماهی به جمال جان من و ماه من…
ای ماه رکاب خسرو گردون رخش
ای ماه رکاب خسرو گردون رخش وی ملکستان سکندر گیتیبخش در ملک خدای ملک چون بلخ تو نیست برگرد و به بنده بخش ویرانهٔ وخش…
ای ماه ز سودای تو در آتش تیز
ای ماه ز سودای تو در آتش تیز چون سوخته گشتم آبرویم بمریز چون چرخ ستیزهروی با من مستیز من در تو گریختم تو از…
ای محنت هجر بر دلم سرنایی
ای محنت هجر بر دلم سرنایی وی دولت وصل از درم درنایی از بخت چو هیچ کار برمیناید ای جان ستیزه کار هم برنایی انوری





