ای دیده دل آیت بلا میخواند
ای دیده دل آیت بلا میخواند هشدار که در خونت بسی گرداند این بار گرش موافقت خواهی کرد من بیزارم تو دانی و دل داند…
ای راحت آن نفس که جان زد با تو
ای راحت آن نفس که جان زد با تو یک داو دلم در دو جهان زد با تو هجر تو چنین است اگر وصل بود…
ای رای تو آفتاب و ای کلک تو تیر
ای رای تو آفتاب و ای کلک تو تیر وی چون تو جوان نبوده در عالم پیر دانی همه علمها مگر غیب خدای داری همه…
ای روزی خصم پیش خورد حشمت
ای روزی خصم پیش خورد حشمت جزویست قیامت از نبرد حشمت اندیشهٔ پل مکن که جیحون شاها انباشته شد جمله ز گرد حشمت انوری
ای زیر همای همتت چرخ مدام
ای زیر همای همتت چرخ مدام کبک از نظرت گرفته با باز آرام اقبال تو شاهین و کبوتر ایام سیمرغ نظیر خسرو طوطی نام انوری
ای ساخته گشته از تو کار دگران
ای ساخته گشته از تو کار دگران من یار غم تو و تو یار دگران من کرده کنار پر ز خون دیده از بهر تو…
ای سایهٔ آنک ملک او هست قدیم
ای سایهٔ آنک ملک او هست قدیم تا چند از این ملک چو گوزی بدونیم یک رویه کن این کار که سهلست و سلیم ملکست…
ای سغبهٔ آنانکه نمیجویندت
ای سغبهٔ آنانکه نمیجویندت شهری و دهی ز دور میبویندت نوبت چو به ما رسید توسن گشتی ای آن و از آن بتر که میگویندت…
ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست
ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست وز دولت و اقبال شهی کسب تراست امروز به یک حمله هزار اسب بگیر فردا خوارزم و صدهزار…
ای شاه زمین دور زمان بیتو مباد
ای شاه زمین دور زمان بیتو مباد تا حشر سعود را قران بیتو مباد آسایش جان ز تست جان بیتو مباد مقصود جهان تویی جهان…





