ای دل چو نمینهد سپهرت گردن
ای دل چو نمینهد سپهرت گردن نتوان به خروش و زور بخت آوردن بر من چه بود جز که به کف خون خوردن دیگر چه…
ای دل ز سر نهاد پرواز مکن
ای دل ز سر نهاد پرواز مکن فرجام نگر حدیث آغاز مکن خاک از سر این راز نهان باز مکن خود را و مرا در…
ای دل ز هزار دیده خون میراند
ای دل ز هزار دیده خون میراند عشقی که ترا سلسله میجنباند خوش خوش به دعای شب میفکن کارت بنشین که به روز محنتت بنشاند…
ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم
ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم هم بادم سرد ساز و با گریهٔ گرم دلبر ز تو وز ناله کجا گردد نرم آن را…
ای دل ز وصال تو نشانی دارم
ای دل ز وصال تو نشانی دارم وی جان ز فراق تو امانی دارم بیچاره تنم همه جهان داشت به تو واکنون به هزار حیله…
ای دل طمعم زان همه سرگردانی
ای دل طمعم زان همه سرگردانی نومیدی و درد بود و بیدرمانی این کار نه بر امید آن میکردم باری تو که در میان کاری…
ای دل طمع از وصال جانان بگسل
ای دل طمع از وصال جانان بگسل سررشتهٔ آرزو به دندان بگسل زان پیش که بگسلند جان از تن تو از بهر خدا علایق جان…
ای دل مگذار عمر چون بیخبران
ای دل مگذار عمر چون بیخبران ایمن منشین ز روزگار گذران تو طاق نهای با تو همان خواهد کرد ایام که کرد و میکند با…
ای دل هم از ابتدا دل از جان برگیر
ای دل هم از ابتدا دل از جان برگیر وانگه به فراغت پی آن دلبر گیر یا نی مزن این حلقه و راه اندر گیر…
ای دل یارت که سر به سر کبر و منیست
ای دل یارت که سر به سر کبر و منیست بازیچهٔ غمزهاش پیمان شکنیست سودای لب چنین کسی نتوان پخت با خویشتن آی این چه…





