ی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا

جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی…

Continue Reading...

آن شد که من از عشق تو شبهای دراز

آن شد که من از عشق تو شبهای دراز با مه گله کردمی و با پروین راز جستم ز تو چون کبوتر از چنگل باز…

Continue Reading...

آن صبر که حامی منست از غم تو

آن صبر که حامی منست از غم تو مویی نبرد ز عهد نامحکم تو وین وصل که قبله‌ایست در عالم عشق از گمشدگان یکیست در…

Continue Reading...

آن کو به من سوخته خرمن نگرد

آن کو به من سوخته خرمن نگرد رحم آرد اگر به چشم دشمن نگرد آنرا که به عشق رغبتی هست کجاست تا رنجه شود نخست…

Continue Reading...

آن نور که ملک یافت از روی تو فرد

آن نور که ملک یافت از روی تو فرد از هیچ فلک به دست نتوان آورد وان سایه که بر زمانه عدلت پوشید خورشید به…

Continue Reading...

آن ماه که ماه نو سزد یارهٔ او

آن ماه که ماه نو سزد یارهٔ او خورشید می نشاط نظارهٔ او چون گیرد عکس از لب می‌خوارهٔ او سر برزند از مشرق رخسارهٔ…

Continue Reading...

اندوه تو چون دلم به شادی انگاشت

اندوه تو چون دلم به شادی انگاشت وز بهر تو پیوند جهانی بگذاشت گیرم ز جفاش باز نتوانی برد دایم ز وفاش باز نتوانی داشت…

Continue Reading...

اندوه تو چون دلم به شادی نگذاشت

اندوه تو چون دلم به شادی نگذاشت آخر ز وفاش باز نتوانی داشت هرچند ز تو بجز جفا حاصل نیست من تخم وفاداری تو خواهم…

Continue Reading...

اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم

اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم قهر همه دشمنان به یک عزم کنیم با چرخ چو با آتسز اگر رزم کنیم گردن به سم اسب چو…

Continue Reading...

آنم که ندانم نه وجود و نه عدم

آنم که ندانم نه وجود و نه عدم دانم که ندانم نه حدوث و نه قدم می‌دانم و مطرب و حریفی همدم مستی و طرب…

Continue Reading...