همه دلبری و زیبایی
ای همه دلبری و زیبایی بر دلم هیچ مینبخشایی دل مسکین فدای رنج تو باد شاید اندی که تو برآسایی ای سرم را ز دیده…
همه عالم وفاداری کجاست
در همه عالم وفاداری کجاست غم به خروارست غمخواری کجاست درد دل چندان که گنجد در ضمیر حاصلست از عشق دلداری کجاست گر به گیتی…
همه مملکت مرا جانیست
در همه مملکت مرا جانیست هر زمان پایبند جانانیست در کنارم به جای دمسازی تا سحرگه ز دیده طوفانیست در کجا میخورد مرا غم عشق…
وفا با جمال یار کند
گر وفا با جمال یار کند حلقه در گوش روزگار کند ماه دست از جمال بفشاند گر بر این پای استوار کند نازها میکند جفا…
ود شب دوش که چون ماه برآمد
بدرود شب دوش که چون ماه برآمد ناخوانده نگارم ز در حجره درآمد زیر و زبر از غایت مستی و چو بنشست مجلس همه از…
وصل ترا عنایتی باید
یا وصل ترا عنایتی باید یا هجر ترا نهایتی باید صد سورهٔ هجر میفرو خوانی در شان وصال آیتی باید دل عمر به عشق میدهد…
وصل تو آتش جگر خیزد
از وصل تو آتش جگر خیزد وز هجر تو نالهٔ سحر خیزد سرگشتهٔ عالم هوای تو هر روز ز عالم دگر خیزد دیوانهٔ زلف و…
وعدهٔ وصلت انتظار ارزد
نه وعدهٔ وصلت انتظار ارزد نه خمر هوای تو خمار ارزد هم طبع زمانهای که نشکفته است کس را ز تو هیچ گل که خار…
وق دل ببرد و همی قصد دین کند
معشوق دل ببرد و همی قصد دین کند با آشنا و دوست کسی اینچنین کند چون در رکاب عهد و وفا میرود دلم بیهوده است…
وی روی تو جانم ببرد
آرزوی روی تو جانم ببرد کافریهای تو ایمانم ببرد از جهان ایمان و جانی داشتم عشق تو هم این و هم آنم ببرد غمزهات از…





