ترا روزی ز ما یاد آمدی

گر ترا روزی ز ما یاد آمدی دل کجا از غم به فریاد آمدی خرمن اندوه کی ماندی به جای گر ز سوی وصل تو…

Continue Reading...

تم در فراق تو برسید

طاقتم در فراق تو برسید صبر یکبارگی ز من برمید تا گرفتار عشق شد جانم بر دلم باد خرمی نوزید چرخ بر روزنامهٔ عمرم همه…

Continue Reading...

تم سر به پیمان درنیاری

گرفتم سر به پیمان درنیاری سر جور و جفا باری چه داری چو یاران گر به پیغامی نیرزم به دشنامی چرا یادم نیاری به غم…

Continue Reading...

تم کز غم من غم نداری

گرفتم کز غم من غم نداری عفاک‌الله دروغی هم نداری به بند عشوه پایم بسته می‌دار کز این سرمایه باری کم نداری به دشنامی که…

Continue Reading...

تو بریدن صنما روی نیست

از تو بریدن صنما روی نیست زانکه چو رویت به جهان روی نیست تا تو ز کوی تو برون رفته‌ای کوی تو گویی که همان…

Continue Reading...

تو جانا زندگانی می‌کنم

بی‌تو جانا زندگانی می‌کنم وز تو این معنی نهانی می‌کنم شرم باد از کار خویشم تا چرا بی‌تو چندین زندگانی می‌کنم تو نه و من…

Continue Reading...

تی کزین پس کنم سازگاری

نگفتی کزین پس کنم سازگاری به نام ایزد الحق نکو قول یاری بهانه چه جویی کرانه چه گیری بیا در میان نه به حق هرچه…

Continue Reading...

تی یک دلم همی باید

دوستی یک دلم همی باید وگرم خون دل خورد شاید خود نگه می‌کنم به مادر دهر تا به عمری از این یکی زاید هیچ‌کس نیست…

Continue Reading...

جان آمد مرا کار از دل خویش

به جان آمد مرا کار از دل خویش غمی گشتم زکار مشکل خویش در آن دریا شدستم غرقه کانجا بجز غم می‌نبینم ساحل خویش به…

Continue Reading...

جان من به جان تو کز آرزوی تو

ای جان من به جان تو کز آرزوی تو هست آب چشم من همه چون آب جوی تو ای من غلام آن خم گیسوی مشکبوی…

Continue Reading...