باد صبحدم خبری ده ز یار من

ای باد صبحدم خبری ده ز یار من کز هجر او شدست پژولیده کار من او بود غمگسار من اندر همه جهان او رفت و…

Continue Reading...

باز به عاشقی درافکندم

دل باز به عاشقی درافکندم برداد به باد عهد و سوگندم پیوست به عشق تا دگرباره ببرید ز خاص و عام پیوندم برکند به دست…

Continue Reading...

باز دگرباره ببینم مگر اورا

گر باز دگرباره ببینم مگر اورا دارم ز سر شادی بر فرق سر او را با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید تلخ از…

Continue Reading...

بت یغما دلم یغما مکن

ای بت یغما دلم یغما مکن شادمان جان مرا شیدا مکن روی خوب از چشم من پیدا مدار راز پنهان مرا پیدا مکن ملک زیبایی…

Continue Reading...

بدادیم و جان نمی‌خواهیم

دل بدادیم و جان نمی‌خواهیم خلوتی جز نهان نمی‌خواهیم از نهانی که هست خلوت ما پای دل در میان نمی‌خواهیم خدمت تو مرا ز جان…

Continue Reading...

بدان رخ نظری بایستی

یا بدان رخ نظری بایستی یا از آن لب شکری بایستی یا مرا در غم و اندیشهٔ او چون دل او دگری بایستی نیست از…

Continue Reading...

برده دل من و جفا کرده

ای برده دل من و جفا کرده بافرقت خویشم آشنا کرده آخر به جفا مرا بیازردی در اول دوستی وفا کرده روی از تو بتا…

Continue Reading...

بس که کشیدم از تو بیداد

از بس که کشیدم از تو بیداد از دست تو آمدم به فریاد فریاد از آن کنم که آمد بر من ز تو ای نگار…

Continue Reading...

برادر عشق سودایی خوشست

ای برادر عشق سودایی خوشست دوزخ اندر عاشقی جایی خوشست در بیابان رهروان عشق را زاب چشم خویش دریایی خوشست غمگنان را هر زمان در…

Continue Reading...

بندهٔ روی تو خداوندان

ای بندهٔ روی تو خداوندان دیوانهٔ زلف تو خردمندان بازار جمال روی خوبت را آراسته رسته رسته دلبندان در هر پس در مجاوری داری گریان…

Continue Reading...