ار به طبع گشت رام آخر
دلدار به طبع گشت رام آخر وین کار به صبر شد تمام آخر آن کرهٔ سر کشیدهٔ توسن بیرایض گشت خوش لگام آخر وان مرغ…
آرزوی جانم در آرزوی آنم
ای آرزوی جانم در آرزوی آنم کز هجر یک شکایت در گوش وصل خوانم دانی چگونه باشم در محنتی چنینم زان پس که دیده باشی…
از خوبان دیگر برگرفتم
دل از خوبان دیگر برگرفتم ز دل نو باز عشقی درگرفتم ندانستم که اصل عاشقی چیست چو دانستم رهی دیگر گرفتم فکندم دفتر و جستم…
از کجات پرسم چونست روزگارت
خه از کجات پرسم چونست روزگارت ما را دو دیده باری خون شد در انتظارت در آرزوی رویت دور از سعادت تو پیچان و سوگوارم…
از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب وز شب تپانچهها زده بر روی آفتاب بر سیم ساده بیخته از مشک سودهگرد بر برگ لاله ریخته…
آن داری کامروز مرا شاد کنی
سر آن داری کامروز مرا شاد کنی دل مسکین مرا از غمت آزاد کنی خانهٔ صبر دلم کز غم تو گشت خراب زان لب لعل…
آن دارم کامروز بر یار شوم
سر آن دارم کامروز بر یار شوم بر آن دلبر دردیکش عیار شوم به خرابات و می و مصطبه ایمان آرم وز مناجات شب و…
ان دل خود از که جویم
درمان دل خود از که جویم افسانهٔ خویش با که گویم تخمی که نروید آن چه کارم چیزی که نیابم آن چه جویم آورد فراق…
آن نیم که مرا بیتو جان تواند بود
من آن نیم که مرا بیتو جان تواند بود دل زمانه و برگ جهان تواند بود نهان شد از من بیچاره راز محنت تو قضای…
ایزد از لطافت محضت بیافریده
ای ایزد از لطافت محضت بیافریده واندر کنار رحمت و لطفت بپروریده لعلت به خنده توبهٔ کروبیان شکسته جزعت به غمزه پردهٔ روحانیان دریده بر…





