بردی نگارا وارمیدی
دلم بردی نگارا وارمیدی جزاکالله خیرا رنج دیدی به جان چاکرت ار قصد کردی بحمدالله بدان نهمت رسیدی خطا گفتم من از عشقت به حکمت…
برگشتنم از روی تو نیست
روی برگشتنم از روی تو نیست که جهانم به یکی موی تو نیست زان ز روی تو نگردانم روی که بجز روی تو چون روی…
به مراد دل رسیدیم
آخر به مراد دل رسیدیم خود را و ترا به هم بدیدیم از زلف تو تابها گشادیم وز لعل تو شربها چشیدیم بیآنکه فراق همنفس…
بیتو به سر چگونه برم
عمر بیتو به سر چگونه برم که همی بیتو روز و شب شمرم خونها از دو دیده پالودم رخنه رخنه شد از غمت جگرم تو…
تا ببینی که من بر چه کارم
بیا تا ببینی که من بر چه کارم نیایی میا برگ این هم ندارم به جانی که بیتو مرا میبرآید چه باید جهانی به هم…
تا صبح یار در بر بود
دوش تا صبح یار در بر بود غم هجران چو حلقه بر در بود دست من بود و گردنش همه شب دی همه روز اگرچه…
تا کی فلک رنجور دارد
مرا تا کی فلک رنجور دارد ز روی دلبرم مهجور دارد به یک باده که با معشوق خوردم همه عمرم در آن مخمور دارد ندانم…
تاثیر عشقت بر دل آمد
مرا تاثیر عشقت بر دل آمد همه دعوی عقلم باطل آمد دلم بردی به جانم قصد کردی مرا این واقعه بس مشکل آمد ز دل…
ترا دل همی چنان خواهد
گرد ترا دل همی چنان خواهد که دل از بنده رایگان خواهد بنده را کی محل آن باشد کانچه خواهی تو جز چنان خواهد به…
ترا خرد نباید شمرد
عشق ترا خرد نباید شمرد عشق بزرگان نبود کار خرد بار تو هرکس نتواند کشید خار تو هر پای نیارد سپرد جز به غنیمت نشمارم…





