خشخاش که آرایش حلواش کنند

خشخاش که آرایش حلواش کنند گه در کف و گاه در دهن جاش کنند برند برای ریزهٔ چند سرش وانگه سر زیر و پای بالاش…

Continue Reading...

ای صوفی سیمی به صفایی نرسی

ای صوفی سیمی به صفایی نرسی تا جان ندهی به خونبهایی نرسی تو رهرو و منزلت در خواجه و میر این ره که تو می‌روی…

Continue Reading...

از اندازه بیرون می‌کنی

ناز از اندازه بیرون می‌کنی وز جگر خوردن دلم خون می‌کنی هرچه من از سرکشی کم می‌کنم در کله‌داری تو افزون می‌کنی ماه رخسارت نه…

Continue Reading...

آنکه همه جهان ما بود

دوش آنکه همه جهان ما بود آراسته میهمان ما بود سوگند به جان ما همی خورد گر چند بلای جان ما بود بودش همه خرمی…

Continue Reading...

از وفا به جای من آن بی‌وفا کند

هرچ از وفا به جای من آن بی‌وفا کند آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست یارب چه…

Continue Reading...

از درم درآمد دوش آن مه تمام

مست از درم درآمد دوش آن مه تمام دربر گرفته چنگ و به کف برنهاده جام بر روز روشن از شب تیره فکنده بند وز…

Continue Reading...

ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را

بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را چو ما را یک نفس باشد نباشی یک نفس ما را ز عشقت گرچه…

Continue Reading...

آهنگ بلایی می‌کنی

باز آهنگ بلایی می‌کنی قصد جان مبتلایی می‌کنی با وفاداری که دربند تو شد هر زمان قصد جفایی می‌کنی کی شود واقف کسی بر طبع…

Continue Reading...

ای جان جهان با من جفا تا کی کنی

آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی دست عهد از دامن صحبت رها تا کی کنی چون بجز جور و جفاکاری نداری…

Continue Reading...

ای دل که عشق کار تو نیست

مکن ای دل که عشق کار تو نیست بار خود را ببر که بار تو نیست مردی از عشق و در غم دگری گرچه این…

Continue Reading...