یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود

یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود چون کنم از سینه این آه و فغانم چون رود نقش خوبان را گرفتم خود برون رانم…

Continue Reading...

یارب، اندر سر هر موی تو چندان چه خم است

یارب، اندر سر هر موی تو چندان چه خم است زیر آن موی رخت از گل خندان چه کم است چند گویی که مکن صورت…

Continue Reading...

یارب، این شهره لشکر ز کجا می‌آید؟

یارب، این شهره لشکر ز کجا می‌آید؟ که ز عشقش دل خلقی به بلا می‌آید فتنه جان من خسته دل آمد چشمش باز بر جان…

Continue Reading...

یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم

یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم مستسقی لعل ویم یک شربت نوش آیدم در ره فتاده مانده ام، دیده نهاده بر رهم…

Continue Reading...

یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است

یارب، چه شد کان ترک ما ترک محبان کرده است آسودگان وصل را رنجور هجران کرده است گردون مگر آن یار را بر من دگر…

Continue Reading...

یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود

یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود تسکین جان بی سروسامان من که بود بیدار گشت بختم و البته راست شد آن جمله…

Continue Reading...

یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟

یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟ دل نیست به دستم، سخن جان به که گویم؟ آه از دل من دود برآرد همه شب،…

Continue Reading...

یارب، که این درخت گل از بوستان کیست

یارب، که این درخت گل از بوستان کیست وین غنچه شکر شکن از نقلدان کیست باز آن پسر که می گذرد از کدام کوست باز…

Continue Reading...

یاری دل ما به رایگان برد

یاری دل ما به رایگان برد تا دل طلبیم باز جان برد عشق آمد و گردن خرد زد دزد آمد و سر زپاسبان برد آن…

Continue Reading...

یاری کس از کرشمه و خوبی نشان بود

یاری کس از کرشمه و خوبی نشان بود از وی وفا مجوی که نامهربان بود زانجا که هست خنده گل بلبل خراب بر حق بود…

Continue Reading...