یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز

یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز یا تماشا گاه جانم آن رخ گلرنگ ساز زان همه دلها که از خوبان ربودی گرد…

Continue Reading...

یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم

یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم وز می وصلش به نو هر روز جامی داشتم مست آن ذوقم که در دور خمار…

Continue Reading...

یار است و صد کرشمه، شهر است و خوبرویی

یار است و صد کرشمه، شهر است و خوبرویی ماییم و طعن دشمن، خلقی و گفتگویی او بد کند به شوخی، من جز نکو نگویم…

Continue Reading...

یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است

یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است ور شکیبایی بود بی یار بودن هم خوش است عزتی گر نیست ما را نزد خوبان،…

Continue Reading...

یار باز آمد و بوی گل و ریحان آورد

یار باز آمد و بوی گل و ریحان آورد خنده باغ مرا گریه هجران آورد باز گلهای نو از درد کهن یادم داد غنچه ها…

Continue Reading...

یار بی فرمان و دل هم همچنان

یار بی فرمان و دل هم همچنان یک دمی باقی و همدم همچنان شانه کردن زلف را چندین چه سود؟ بسته چندین دل به هر…

Continue Reading...

یار بی موجب دل از ما برگرفت

یار بی موجب دل از ما برگرفت یار دیگر کرد و کار از سر گرفت دل ز هجرش برگ درد و غم بساخت جان ز…

Continue Reading...

یار دل برداشت وز رنج دل ما غم نداشت

یار دل برداشت وز رنج دل ما غم نداشت زهره ام کرد آب و تیمار من در هم نداشت گریه ها کردم که خون شد…

Continue Reading...

یار چون با ماست بهر دیدنش تعجیل چیست

یار چون با ماست بهر دیدنش تعجیل چیست یوسف اندر مصر دل، در دیده رود نیل چیست آن بت اندر سینه و سوزان دلم قندیل…

Continue Reading...

یار زیبای مرا باز به من بنمایید

یار زیبای مرا باز به من بنمایید ترک رعنای مرا باز به من بنمایید لاله می رویدم از خون جگر بر رخسار سرو بالای مرا…

Continue Reading...