وه که از سوز درونم خبری نیست ترا
وه که از سوز درونم خبری نیست ترا در غمت مردم و با من نظری نیست ترا بر سر کوی تو فریاد که از راه…
وه که اگر روی تو در نظر آید مرا
وه که اگر روی تو در نظر آید مرا عیش ز خورشید و مه روی نماید مرا بسته تست این دلم با دگرانم مبند کاش…
وه که باز این دل دیوانه گرفتار آمد
وه که باز این دل دیوانه گرفتار آمد باز بر جان حشری از غم و تیمار آمد ماه من بهر خدا پیش برو از سر…
یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختند
یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختند یا بسی جان کسان بگداختند، آن ریختند شیره جانهای شیرین برکشیدند از نخست وین تن نازک…
یا دلم را به راز محرم شو
یا دلم را به راز محرم شو یا تنم را بدوز و مرهم شو گر نه ای آگه از درونه من یک زمانی بیا و…
یا رب، آن رویست یا گلبرگ خندان در نظر
یا رب، آن رویست یا گلبرگ خندان در نظر یا رب، آن بالاست یا سرو خرامان در نظر ای خوش آن ساعت که بینم آن…
یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟
یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟ دیر باز است که اندر دلم این مشکل هست حیف باشد که بگویم که مه…
یا رب، اندر دل خاک آن گل خندان چونست
یا رب، اندر دل خاک آن گل خندان چونست ماه تابان من اندر شب هجران چونست من چو یعقوب ز گریه شده ام دیده سفید…
یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور
یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور سایه وار از آفتابی ناگهان افتاده دور چون کنم، یاران، که من بیمارم و…
یا رب، که داد آینه آن بت پرست را
یا رب، که داد آینه آن بت پرست را کو دید حسن خویش و زما برد دست را خون می خورد، به سینه درون می…





