وفا در نیکوان چندان نباشد

وفا در نیکوان چندان نباشد ترا خود هیچ بویی زان نباشد مرا گویید منگر در جوانان که خوبی جز بلای جان نباشد نظر در روی…

Continue Reading...

وقت آن شد که گل شکفته شود

وقت آن شد که گل شکفته شود چشم نرگس ز می غنوده بود خواهد ابر دونده را گیرد سرو از بس که در هوا بدود…

Continue Reading...

وفا ز یار جفاکار چون نمی آید

وفا ز یار جفاکار چون نمی آید جفا ز یار وفادار هم نمی شاید جفا چه باشد و نام وفا که باز برد؟ به حضرتی…

Continue Reading...

وقت آن است که ما رو به خرابات نهیم

وقت آن است که ما رو به خرابات نهیم چند بر زرق و ریا نام مناجات نهیم گر فروشیم مصلا ز پی می، به ازآنک…

Continue Reading...

وقت گل است نوش کن باده چون گلاب را

وقت گل است نوش کن باده چون گلاب را بلبل نغمه ساز کن بلبله شراب را ساغر لاله هر زمان باد نشاط می دهد بین…

Continue Reading...

وقتی ازین پیش تر خوشدلیی داشتیم

وقتی ازین پیش تر خوشدلیی داشتیم غارت عشقت رسید، آن همه بگذاشتیم تخم وفا کاشتیم بر سر راه امید هیچ بری چون نداد، کاش نمی…

Continue Reading...

وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود

وقتی آن کافر بی رحم از آن من بود دل آواره شده نیز، از آن تن بود شمع شب گریه همی کرد همه شب، ماناک…

Continue Reading...

وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا

وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا وندران کوی نهانی نظری بود مرا جان به جایست، ولی زنده نیم من، زیرا مایه عمر به جز…

Continue Reading...

وقتی دل ما ازان ما بود

وقتی دل ما ازان ما بود واندر دل یار ما وفا بود بیگانه چنان شد آن دل از من گویی تو که سالها جدا بود…

Continue Reading...

وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت

وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت تا کی تهی چشم کند با دیده‌ام خاک درت دستی بده، ای آشنا، درماندگان را، چون که شد غرقه…

Continue Reading...