هر که نگه در تو کرد بیش به بستان نرفت

هر که نگه در تو کرد بیش به بستان نرفت و آرزوی روی تو از گل و ریحان نرفت تا تو نمودی جمال، نقش همه…

Continue Reading...

هر گاه مرغی از سر شاخی نوا زند

هر گاه مرغی از سر شاخی نوا زند آید به دل کسی و ره جان ما زند فریاد از آن دلی که به فریاد هر…

Continue Reading...

هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد

هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد جوینده بش باید، گر بیشتر فروشد با آنکه ما نیرزیم از چشم تو نگاهی هم می دهیم جانی،…

Continue Reading...

هر مجلسی و ساقیی، من در خمار خویشتن

هر مجلسی و ساقیی، من در خمار خویشتن هر بیدلی آمد به خود، من بر قرار خویشتن زین سوی جور دشمنان، زانسوی طعن دوستان خلقی…

Continue Reading...

هر مژه از غمزه خون ریز تو ناوک زنی ست

هر مژه از غمزه خون ریز تو ناوک زنی ست کاندرون هر جگر زان زخم ناوک روزنی ست چشمت آفت، غمزه فتنه، خط قیامت، رخ…

Continue Reading...

هرکسی روز وداع از پی محمل می‌شد

هرکسی روز وداع از پی محمل می‌شد تو مپندار که آن دلبرم از دل می‌شد هیچ منزل نشود قافله از آب جدا زان که پیش…

Continue Reading...

هرروز کآفتاب برآرد زبانه‌ای

هرروز کآفتاب برآرد زبانه‌ای بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانه‌ای نظاره بر رخ تو کنم گر ببینمت باری ز چاوشان بخورم تازیانه‌ای از دوستی تو…

Continue Reading...

هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم

هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم وز گلشن مراد صفایی نیافتم گر همچو نای در شغب آیم، عجب مدار کز چنگ روزگار نوایی یافتم ایام…

Continue Reading...

هزار شکر خدا را که چون تو دلداری

هزار شکر خدا را که چون تو دلداری نمود روی به من بعد مدتی یاری کنون زبون خیالات غمزه های توام میان مجلس مستان چنانکه…

Continue Reading...

هلال عید جهان را به نور خویش آراست

هلال عید جهان را به نور خویش آراست شراب چون شفق و جام چون هلال کجاست مگر شراب شفق خورد شب ز جام هلال که…

Continue Reading...