هر شب از سودای آن زلف سیاه
هر شب از سودای آن زلف سیاه بگذرانم از فلک من دود آه گر کنی دعوی خوبی، می رسد شاهدان داری دو رخ چون مهر…
هر شب از شوق جامه پاره کنم
هر شب از شوق جامه پاره کنم عاشق عاشقم، چه چاره کنم گر برآید مه از گریبانش دامن از گریه پر ستاره کنم از درونم…
هر شب از سینهٔ من تیر بلا می گذرد
هر شب از سینهٔ من تیر بلا می گذرد تو چه دانی که برین سینه چهها میگذرد؟ دل اگر سنگ بوَد طاقت آتش نبود آنچه…
هر شب به دل تصور نازش فرو برم
هر شب به دل تصور نازش فرو برم با خون دل فسانه رازش فرو برم نازش که نیست بر لب شیرین، بر آن شوم کاندر…
هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم پیش در از طفیل سگان خوابگه کنیم دزدیم هر طرف نظر از بیم مردمان وانگاه در…
هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود
هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود تا حال من به عاقبت کار چون شود خونریز گشت مردم چشمت چو ساقیی کز دست وی…
هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم یک شب مگر ز بام تو سنگی دگر خورم جایی که تو کمان کشی، ای نخل…
هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر
هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر دل از برم رمیده و من زو رمیده تر افغان ز تو که هست به گوشت…
هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
هر شب منم فتاده به گرد سرای تو تا روز آه و ناله کنم از برای تو روزی که ذره ذره شود استخوان من باشد…
هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟
هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟ از من خسته جدا می گردی گر به ذکر تو دمی گردد دل هیچ گرد دل ما می…





