مرا زان میر خوبان نیست روزی
مرا زان میر خوبان نیست روزی گدایان را ز شاهان نیست روزی به سنگی چون سگان خرسندم از دور گرم چوبی ز دربان نیست روزی…
مرا غمی ست که پیدا نمی توانم کرد
مرا غمی ست که پیدا نمی توانم کرد حکایت دل شیدا نمی توانم کرد تو حال من خود ازین روی زرد بیرون بر که من…
مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان
مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان بیا، ای ترک و چوگانی بدین سرگشته در گردان همه شب جان من گردانست گرداگرد…
مرا کاری ست مشکل با دل خویش
مرا کاری ست مشکل با دل خویش که گفتن می نیارم مشکل خویش خیالت داند و چشم من و غم که هر شب در چه…
مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت
مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت مرا شکنجه آن جعد همچو مار بکشت سوار می شد و یک شکل و صد هزار نظر هم اولین…
مرا هر شب زدیده خون دل غلتان فرود آید
مرا هر شب زدیده خون دل غلتان فرود آید چه پنداری شراب عاشقی آسان فرود آید؟ دل و عقل، آنگهی عشق، این کجا باشد روا…
مرا وقتی دلی آزاد بوده ست
مرا وقتی دلی آزاد بوده ست درونم بی غم و جان شاد بوده ست نمک زد شوخی اندر جان و نو کرد جراحتها که در…
مرادوش گویی به خواب آمدی
مرادوش گویی به خواب آمدی به کف کرده جام شراب آمدی کنون هست جان کندنم زان خمار که در خواب مست و خراب آمدی ز…
مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود
مرد صاحب نظر از کوی تو آسان نرود هر که راجان بود، از خدمت جانان نرود آنکه در عشق رخت لاف هواداری زد به جفا…
مردانه می کشد به جفایم ستمگری
مردانه می کشد به جفایم ستمگری تا میرم و دگر ندهم دل به دیگری راحت بود سیاست آن کس که بایدش از غمزه دور باشی…





