ماه تابانست و همچون روی تو تابنده نیست
ماه تابانست و همچون روی تو تابنده نیست ابر بارانست و همچون چشم من بارنده نیست پیش رفتارت نیاید راه کبکم در نظر گر رونده…
ماه هلال ابروی من عقل مرا شیدا مکن
ماه هلال ابروی من عقل مرا شیدا مکن غمزه زنان زین سو میا، آهنگ جان ما مکن ای من، غلام روی تو، گر جور خواهی…
ماه ندیدی ار دلا، یار چو ماه من نگر
ماه ندیدی ار دلا، یار چو ماه من نگر در رخ او نظاره کن، صنع آله من نگر گفتمش از لبت چشان، گفت برو، وزین…
ماهی رَوَد و من همه شب خواب ندانم
ماهی رَوَد و من همه شب خواب ندانم وه این چه حیات است که من میگذرانم گفتی که «چسانی، ز غمم باز نگویی؟» من با…
ماهرویا، به خون من مشتاب
ماهرویا، به خون من مشتاب کشتن عاشقان که دید صواب چشمت، ار خون من بریخت چه شد ترک با تیغ بود مست و خراب تا…
ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند
ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند از شوخی و رعنایی کی سوی کسان بیند گوید که نخوابم من، می میرم ازین حسرت…
ماهی گذشت و شب نخفت این دیده بیدار من
ماهی گذشت و شب نخفت این دیده بیدار من یادی نکرد از دوستان یار فرامش کار من فریاد شبهایم چنین کز درد می آرد خبر…
ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند
ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند در سلسله لیلی و مجنون شده ای چند خوردیم بسی خون دل از تو، تو هم آخر یک…
ماییم و شبی و یار در پیش
ماییم و شبی و یار در پیش جام می خوشگوار در پیش وقت چمن و شکفته باغی بی زحمت خارخار در پیش گل آمده و…
ماییم کافتاب غلام جمال ماست
ماییم کافتاب غلام جمال ماست صد عید نو در ابروی همچون هلال ماست روشن که می نماید از آیینه سپهر آن آفتاب نیست، خیال جمال…





