ما را غم آن شوخ، اگر بنده نسازد

ما را غم آن شوخ، اگر بنده نسازد این غمزده با حال پراکنده نسازد شیرین دهنش نازده صنع خدایست ورنه لب مردم ز شکر خنده…

Continue Reading...

ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد

ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد بی عمر زندگانی کس را بسر نباشد وصف دهان شیرین می گویم و ندانم در وصف او…

Continue Reading...

ما را شکنج زلف تو در پیچ و تاب برد

ما را شکنج زلف تو در پیچ و تاب برد آرام و صبر از دل و از دیده خواب برد از راه دل در آمد…

Continue Reading...

ما را نکردی گر حلال از لب شراب ناب خود

ما را نکردی گر حلال از لب شراب ناب خود باری بهل کن یک نظر وقتی در آن جلاب خود من خود ز بس بی…

Continue Reading...

ما عاشق روی نیکوانیم

ما عاشق روی نیکوانیم دیوانه شکل هر جوانیم هر جا که چکید خوی ز خوبان ما خون ز دو چشم خود چکانیم هر چند ز…

Continue Reading...

ما که در راه غم قدم زده ایم

ما که در راه غم قدم زده ایم بر خط عافیت رقم زده ایم تا به طوفان عشق غرقه شدیم بر سر نه فلک قدم…

Continue Reading...

ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد

ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد آشنا هم زین رخ پر خون ما بیرون برد در هوایش آنکه پندم می دهد، گر بیندش…

Continue Reading...

ما عافیت نثار ره درد کرده ایم

ما عافیت نثار ره درد کرده ایم جان را به می برید عدم فرد کرده ایم زین بحر آبگون چو کسی آب خوش نخورد دل…

Continue Reading...

ما گرفتار غم و از خویشتن وامانده‌ایم

ما گرفتار غم و از خویشتن وامانده‌ایم رحمتی، ای دوستان، کز دوست تنها مانده‌ایم سخت‌جانیم و بلاکش ز آرزوی روی دوست زنده کم مانَد کسی…

Continue Reading...

مانا که بگشاید دلم، بندی ز گیسو باز کن

مانا که بگشاید دلم، بندی ز گیسو باز کن گم گشتگان عشق را پنهان یکی آواز کن غمهاست در هر دل ز تو، هر یک…

Continue Reading...