لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت
لشکر کشید عشق و دلم ترک جان گرفت صبر گریز پای سر اندر جهان گرفت گفتی که ترک من کن و آزاد شو ز غم…
لبالب کن قدح ساقی که مستم
لبالب کن قدح ساقی که مستم به می ده جملگی اسباب هستم مرا کن سرخ رو از جرعه خویش چه میرانی که پیشت خاک بستم؟…
لبت در سخن انگبین ریخته
لبت در سخن انگبین ریخته رخت مشک بر یاسمین ریخته از آن روی و موی دلاویز تست دلم در شب و روز آویخته چو باد…
لبش در شکر خنده جان می برد
لبش در شکر خنده جان می برد شکیب از من ناتوان می برد پیاله به کف چون روان می شود دل عاشقان را روان می…
لطافت تو چنان در خیال ما بنشست
لطافت تو چنان در خیال ما بنشست که تا به حشر نخواهد دل از کمند تو رست زبون چشم زبون گیر تو شدم، چه کنم؟…
لعل است چنان با لب یا هست ز جان چیزی!
لعل است چنان با لب یا هست ز جان چیزی! روییست ترا با مه یا خود به از آن چیزی! بنشین که نمی خیزد یک…
لعل شکروشت که به جلاب شسته اند
لعل شکروشت که به جلاب شسته اند گویی پیاله را به می ناب شسته اند در چشم ما ز خون جگر خواب بسته شد زان…
لعل لبت به چاشنی از انگبین به است
لعل لبت به چاشنی از انگبین به است رشک رخت به نازکی از یاسمین به است وه فرق در میان تو و آفتاب چیست دید…
ما از هوس روی بتان باز نیاییم
ما از هوس روی بتان باز نیاییم تیغ است حد ما به زبان باز نیاییم گر تیر زنی به جگر، ای یار کمان کش تیریم…
لعل شیرینی چو خندان میشود
لعل شیرینی چو خندان میشود در جهان شیرینی ارزان میشود قد او هرگه که جولان میکند گوییا سرو خرامان میشود پرتو رویش چو میتابد ز…





