گل ز رخساره تو بی آب است

گل ز رخساره تو بی آب است مه ز نظاره تو بیتاب است مژه های کژ دلاویزت کجه های دکان قصاب است با خیال تو…

Continue Reading...

گل رنگ نگار ما ندارد

گل رنگ نگار ما ندارد بوی خوش یار ما ندارد ماییم و دیار بی نشانی کس میل دیار ما ندارد ما کار به کار کس…

Continue Reading...

گل رسید و هرکسی سوی گلستان می‌رود

گل رسید و هرکسی سوی گلستان می‌رود در چمن‌ها هر طرف سروی خرامان می‌رود شد جهان زنده به بوی گل، ولی من چون زیم کز…

Continue Reading...

گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغ

گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغ آری، آری، باد را طاقت نمی آرد چراغ هر شبی پروین که عکس خویش در آب…

Continue Reading...

گل ز روی تو فرو می ریزد

گل ز روی تو فرو می ریزد مشک در زلف تو می آویزد از پی دیدن روی چو گلت باد صد نقش همی انگیزد هر…

Continue Reading...

گل من سبزه زاری کرد پیدا

گل من سبزه زاری کرد پیدا زمانه نوبهاری کرد پیدا در این موسم که از تأثیر نوروز جهان نو روزگاری کرد پیدا ز کوه ابر…

Continue Reading...

گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا

گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا او مرا کشت شدم زنده، ممویید مرا عمری از گم شدنم رفت و نمی آیم باز چون…

Continue Reading...

گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد

گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد چه کنم نسیم گل را که ز یار من نیامد دل من چرا چو غنچه نشود…

Continue Reading...

گل و شکوفه همه هست و یار نیست، چه سود

گل و شکوفه همه هست و یار نیست، چه سود بت شکر لب من در کنار نیست، چه سود بهار آمد و هر گل که…

Continue Reading...

گلستان نسیم سحر یافته ست

گلستان نسیم سحر یافته ست صبا غنچه را خفته دریافته ست چنان خواب دیده ست نرگس به خواب که گویی که او جام زر یافته…

Continue Reading...