گفتم که ترا آخر دل خانه نمی یابد
گفتم که ترا آخر دل خانه نمی یابد گفتا که پی گنجم ویرانه نمی یابد گفتم که بسوزم جان بر آتش روی تو گفتا که…
گشادی چشم خواب آلود را باز
گشادی چشم خواب آلود را باز در فتنه به عالم کرده ای باز به دور ماه رویت زلف شبرو پریشان کاری اکنون کرد آغاز خط…
گفتی دلت مرا شد و از من جدا نشد
گفتی دلت مرا شد و از من جدا نشد گو شو از آن هر که شود، گر مرا نشد خورشید من خیال تو از من…
گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران را
گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران را تو پیش چشم و آنگه جای گله زبان را تا دل ز من ببردی از ناله شب…
گل آمد و ز دوست صبایی نمیرسد
گل آمد و ز دوست صبایی نمیرسد ز باغ وصل مهرگیایی نمیرسد هنگام برگ ریز حیاتم شد و هنوز زان نوبهار حسن صبایی نمیرسد ما…
گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی
گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی هر فاخته ای دارد با همسر خود داغی از باد صبا هر کس بشکفته چو…
گل آمد و همه در باغ با می و جامی
گل آمد و همه در باغ با می و جامی من و خرابه هجر و غم گل اندامی هوای دیدن گل شد، روا مدار، ای…
گل امشب آخر شب مست برخاست
گل امشب آخر شب مست برخاست به جام لاله گون مجلس بیاراست نشسته سبزه زین سو، پای در بند ستاده سرو ازان سو جانب راست…
گل به تماشای چمن می رود
گل به تماشای چمن می رود باد به گلگشت سمن می رود آینه گشته ست ز عکس سمن آب که در زیر سمن می رود…
گل دل تازه گردد از دم خم
گل دل تازه گردد از دم خم دل گل زنده گردد از نم خم روح پاکت است چشم عیسی جام و اشک لعل است خون…





