گر نه من دیوانه گشتم زین دل بدنام خویش

گر نه من دیوانه گشتم زین دل بدنام خویش بهر چه گویم صبا و مرغ را پیغام خویش چون در آید شام، آتش در دلم…

Continue Reading...

گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستور

گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستور زیر عیسی خر نگر، زیر خزان یکران تور وز حروفی نام رخش و داردت هر جا،…

Continue Reading...

گر هوس بردم به رویت چشم خود بر دوختن

گر هوس بردم به رویت چشم خود بر دوختن چشم کین توز تو نیکو داند این کین توختن گر بدوزی دیده از تیرم که در…

Continue Reading...

گر یار به دل درون نباشد

گر یار به دل درون نباشد صبر از دل من برون نباشد بی خواب و قرار ماندم، آری دل گمشده را سکون نباشد گر صبر…

Continue Reading...

گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید

گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید باری آن شکل ببینید که چون می‌آید ای صبا، خاک رهش آر و بینداز به چشم که بلاها همه…

Continue Reading...

گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش

گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش ببوسی از من خاکی نشانه قدمش بخوان به حضرت او زینهار از سر سوز تحیتی که نوشتم،…

Continue Reading...

گرچه به هر سخن دلم از تن ربوده‌ای

گرچه به هر سخن دلم از تن ربوده‌ای با این همه بگوی، که جانم فزوده‌ای چشمت به غمزه بردن دل‌ها نمونه‌ای‌ست تا تو بدین بهانه…

Continue Reading...

گرفته در بر اندام تو سیم است

گرفته در بر اندام تو سیم است برادر خوانده زلفت نسیم است از آن زلف سیه بر مشکن آن را بنا گوش ترا در یتیم…

Continue Reading...

گرم روزی به دست افتد کمند زلف دلبندش

گرم روزی به دست افتد کمند زلف دلبندش ستانم داد این سینه که بی دل داشت یک چندش ز خوی تلخ او بر لب رسیده…

Continue Reading...

گشادم دیده روی تو ناگه

گشادم دیده روی تو ناگه به جانم در شدی ناکرده آگه اگر گویم که از جورت کنم آه زنی فی الحال تیغ و گوییم وه…

Continue Reading...