گر ز شوخی نیستت پروای من
گر ز شوخی نیستت پروای من رحمتی بر چشم خون پالای من! ناگهان گر گشت کویت می کنم چشم من در غیرت است از پای…
گر زمین جان برود، باد هوایی کم گیر
گر زمین جان برود، باد هوایی کم گیر ور جهانم نبود، کهنه سرایی کم گیر این دل سوخته با گوشه محنت خو کرد گر به…
گر سخن زان قد رعنا گویم
گر سخن زان قد رعنا گویم بیش از آن است که زیبا گویم با چنان قد چو کمر بربندی جای آن است که بر جا…
گر سخن زان لب چون نوش شود
گر سخن زان لب چون نوش شود پسته را خنده فراموش شود ور حدیث در دندانت کنم صدف آنجا همه تن گوش شود ز آسمان…
گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
گر سر زلف تو از باد پریشان نشود خلق بیچاره چنین بیدل و حیران نشود وه ازان روی مرا جان به لب آمد،یارب که گرفتار…
گر کسی در عشق آهی میکند
گر کسی در عشق آهی میکند تو نپنداری گناهی میکند بیدلی گر میکند جایی نظر صنع یزدان را نگاهی میکند با دم صاحبدلان خواری مکن…
گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه
گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سه باغ صد رنگ آورد از بوی و از رنگی دو سه هر مژه از…
گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد
گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد هر چه می خواهی بکن، ای یار، بر من بگذرد گفتی، ار من بگذرم زین سو…
گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم
گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم خدمت من عرضه کن در خدمت یار قدیم طور هستی را حجاب دیده بینا مساز تا…
گر گشت آن سرو روان روزی سوی گلشن فتد
گر گشت آن سرو روان روزی سوی گلشن فتد هم گل به غنچه در خزد، هم سرو در سوسن فتد خاک رهش بر سر کنم،…





