گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی

گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی پریشانی زلفش آمد و زد راه خرسندی جز این شیرینی اندر عیش تلخ خود نمی بینم…

Continue Reading...

گذشت باز بدین سوی ترک کج کلهم

گذشت باز بدین سوی ترک کج کلهم کنون من و چو سگان خوابگه به خاک رهم ز بس که من به زنخدانش در شدم به…

Continue Reading...

گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم

گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم ز هجر جان به لب آمد، به کام دل نرسیدم چو غنچه تا به تو دل…

Continue Reading...

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا نشسته ام مترصد میان خوف و رجا چو خاک بر سر راه امید منتظرم کزان دیار رساند…

Continue Reading...

گذشت یار و نسازم به خوی او، چه کنم؟

گذشت یار و نسازم به خوی او، چه کنم؟ چو صبر نیست ز روی نکوی او، چه کنم؟ رقیب گویدم، ای خون گرفته، چشم ببند…

Continue Reading...

گذشت مجلس عیش و خمار می نرود

گذشت مجلس عیش و خمار می نرود بماند در دلم، این یادگار می نرود شبی خراب شدم، نی ز می، ز ساقی خویش برفت آن…

Continue Reading...

گر آشکار حدیث نهان خویش کنم

گر آشکار حدیث نهان خویش کنم به آشکار و نهان قصد جان خویش کنم ز گریه راز تو بر سینه چون رسد، چه کنم؟ روان…

Continue Reading...

گر بار دگر ماه من از بام برآید

گر بار دگر ماه من از بام برآید بس فتنه که از گردش ایام برآید فریاد اسیران همه شب پیش در او چون بانگ گدایان…

Continue Reading...

گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است

گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است چون باد صبح کرد غم آباد کاینات…

Continue Reading...

گر او بی یاد ما در می نیفتد

گر او بی یاد ما در می نیفتد فراموشیش پی در پی نیفتد نصیحت می کنم دل را که بازآی ولیکن دل ازینها پی نیفتد…

Continue Reading...