کسی کش چون تویی در دل همه شب تا سحر گردد
کسی کش چون تویی در دل همه شب تا سحر گردد تعالی الله چگونه خونش اندر چشم تر گردد که گوید حال من پیشت، کجا…
کسی که بوی تواش در دماغ می افتد
کسی که بوی تواش در دماغ می افتد ز زندگانی خویشش فراغ می افتد شدم ز زلف تو دیوانه، آه مسکینی که این خیال کجش…
کسی کز عاشقی بیزار باشد
کسی کز عاشقی بیزار باشد اگر طاعت کند بیکار باشد مفرح خاطری کازار بیند مبارک سینه ای کافگار باشد دلی کز نیکوان دردی ندارد چو…
کسی که دیدن آن ترک باده نوش رود
کسی که دیدن آن ترک باده نوش رود به پای آید و چون بیندش به دوش رود تبارک الله ازان رو که بهره خواهد برد…
کسی که دیدن آن چشم خوابناک رود
کسی که دیدن آن چشم خوابناک رود عجب مدان که به خواب خوشش هلاک رود زمین به یاد لبت بوسه می زنم، لیکن چگونه آرزوی…
کسی که هست نظر بر جمال میمونش
کسی که هست نظر بر جمال میمونش زهی نشاط دل و طالع همایونش در آب خضر که محلول اوست مایه لطف که در لطافت محلول…
کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است چه نقش بندی از اندیشه ای که بی عشق…
کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
کسی که شمع جمال تو در نظر دارد ز آتش دل پروانه کی خبر دارد ز مرهمش نشود سود دردمندی را که زخم کاری تیغ…
کسی که عشق نورزد سیاه دل باشد
کسی که عشق نورزد سیاه دل باشد چو سر ز خاک لحد بر زند، خجل باشد کسی که سر ننهد در رهش، چه سر دارد؟…
کسی که یار وفادار و مهربان دارد
کسی که یار وفادار و مهربان دارد سعادت ابد و عمر جاودان دارد مگر که گرد لب لعل آن صنم گشته ست که باد صبحدم…





