قبا و پیرهن او که می رسد به تنش
قبا و پیرهن او که می رسد به تنش من از قباش به رشکم، قبا ز پیرهنش کرشمه می کند و مردمان همی میرند چه…
قلاشم، ای منکر، مرا دربانی میخانه ده
قلاشم، ای منکر، مرا دربانی میخانه ده این عقل رسمی غرقه کن، می تا لب پیمانه ده من توبه تنها بشکنم، اول سبو نه بر…
قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
قمر برید ز من مهر و من خراب قمر شبم دراز چو گیسوی نیمتاب قمر خرابه ها همه چون از قمر شود روشن چراست تیره…
قندیست آتشینرو، شمعیست انگبینلب
قندیست آتشینرو، شمعیست انگبینلب ماه سپهرکسوت، مهر هلالغبغب قطران مشک و خالش از مُشک و گل مُسَلسَل کافور آب و خاکش از شیر و می…
کار بالای تو تا بالا گرفت
کار بالای تو تا بالا گرفت در همه دلها خیالت جا گرفت هر که رفتار تو دید از بیم جان هم ترا بهر شفاعت پا…
کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس
کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس تنها فراقم می کشد، آخر بیا، فریادرس تا چند بر من دمبدم از هجر عاشق کش ستم…
کارم از دست برفته ست ز نادیدن تو
کارم از دست برفته ست ز نادیدن تو زین پس، ای دیده، کجا ما و کجا دیدن تو آن کجا وقت که در کوچه ما…
کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم تا چند هر زمانی با بخت بر ستیزم از عزت در تو خواهم کشم به دیده خاک درت…
کاری ست در سرم که به سامان نمی شود
کاری ست در سرم که به سامان نمی شود دردی ست در دلم که به درمان نمی شود می کن به ناز خنده که دیوانه…
کافر خونخواه دنبال شکاری می رود
کافر خونخواه دنبال شکاری می رود پس نمی بیند که آخر بیقراری می رود از دل آواره عمری شد نمی یابم نشان بسکه در دنبال…





