عشق آمد و دل ز دستِ ما بُرد

عشق آمد و دل ز دستِ ما بُرد تدبیر ز عقلِ مبتلا بُرد عیش و طرب و قرار و تمکین یک یک ز دلم جدا…

Continue Reading...

عشق تو هرگزم ز سر نرود

عشق تو هرگزم ز سر نرود وز دل این آرزو به در نرود گر برآید ز دوریت صد سال هم خیال تو از نظر نرود…

Continue Reading...

عشق با جان بهم از سینه برون خواهد رفت

عشق با جان بهم از سینه برون خواهد رفت تا ندانی که به تعویذ و فسون خواهد رفت دل گرفتار و جگر خسته و تن…

Continue Reading...

عشق تو بلای جان بسندست

عشق تو بلای جان بسندست یک خنده ازان دهان بسندست یک گردش چشم تو به مستی فتنه به همان جهان بسندست بیهوده به صید می…

Continue Reading...

عشق تو هر لحظه فزون می‌شود

عشق تو هر لحظه فزون می‌شود دل ز غمت قطره خون می‌شود در هوس سلسله زلف تو عقل مبدل به جنون می‌شود روی تو نادیده…

Continue Reading...

عشق نوست و یار نوست و بهار نو

عشق نوست و یار نوست و بهار نو زان روی خوب روز نو و روزگار نو چون در نیاید از در من نوبهار من زانم…

Continue Reading...

عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد

عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد اهل صلاح را به قدح نوشی آورد رخسار تو که توبه صد پارسا شکست نزدیک شد که رو به…

Continue Reading...

عمر به پایان رسید در هوس روی دوست

عمر به پایان رسید در هوس روی دوست برگ صبوری کراست بی رخ نیکوی دوست گر همه عالم شوند منکر ما، گو، شوید دور نخواهیم…

Continue Reading...

عشقت نصیب من همه غم داد، درد هم

عشقت نصیب من همه غم داد، درد هم هوش و قرار من نشد و خواب و خورد هم دردا که آه گرم به تنهائیم بسوخت…

Continue Reading...

عمر برفت و نرفت عشق ز سودای من

عمر برفت و نرفت عشق ز سودای من ترک جوانان نگفت این دل شیدای من بسته به جانم کمر پیش بتان چون کنم خاصیت این…

Continue Reading...