شهسوارانی که فتح قلعه دین کرده‌اند

شهسوارانی که فتح قلعه دین کرده‌اند التماس همت از دل‌های مسکین کرده‌اند پاکبازان سر کوی خرابات فنا در مقام سرفرازی خشت بالین کرده‌اند سنگسار لعنت…

Continue Reading...

شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت

شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت دولت بادی که آن سرو روان را برگرفت بار و جان هر دو درین تن بود و…

Continue Reading...

شوق توام باز گریبان گرفت

شوق توام باز گریبان گرفت اشک دوان آمد و دامان گرفت سهل بود ترک دو عالم، ولی ترک رخ و زلف تو نتوان گرفت جان…

Continue Reading...

شوخی نگر که آن بت عیار می‌کند

شوخی نگر که آن بت عیار می‌کند دل را به بند زلف گرفتار می‌کند هردم به شیوه‌ای ز کسی می‌برد دلی در حلقه‌های زلف نگونسار…

Continue Reading...

شیوه کان ترک ماهرو داند

شیوه کان ترک ماهرو داند قتل یاران مهرجو داند گر دلم خون کند، وگر سوزد من کیم، زان اوست، او داند گل چه داند که…

Continue Reading...

صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم

صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم نی رند تمامیم کزین رند وشانیم این کاسه سر بهر چه داریم به عزت؟ گر در صف…

Continue Reading...

صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی

صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی چه سود از بوی گل ما را، نسیم یار بایستی رخش در جلوه نازست و من از گریه…

Continue Reading...

صبا آمد، ولی دل بازنامد

صبا آمد، ولی دل بازنامد غریب ما به منزل بازنامد به دریا غرقه شد رخت صبوری که کشتی سوی ساحل بازنامد دل ما رفت با…

Continue Reading...

صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد

صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد نسیم آن به تن رفته باز جان آورد هزار جان سزد از مژده، گربه باد دهند که…

Continue Reading...

صبا چو در سر آن زلف نیم تاب شود

صبا چو در سر آن زلف نیم تاب شود شکیب در دل بیننده تنگ تاب شود به ترک دین مسلمانیش بیاید گفت دلی که در…

Continue Reading...