شکستی طره، تا در سر چه داری؟

شکستی طره، تا در سر چه داری؟ نگویی کینه با چاکر چه داری؟ کله کج کرده ای از بهر آن راست که خون ریزی، دگر…

Continue Reading...

شکل موزونت که در دل جا کند

شکل موزونت که در دل جا کند هر که بیند در جهان، سودا کند با قدت بر جا نماند پای سرو باغبانش گر چه پا…

Continue Reading...

شکل دل بردن که تو داری نباشد دلبری را

شکل دل بردن که تو داری نباشد دلبری را خواب بندی های چشمت کم بود جادوگری را چون ز هجران شد زحل در طالعم کی…

Continue Reading...

شکن زلف باز خواهی کرد

شکن زلف باز خواهی کرد بر مه از شب طراز خواهی کرد روزه داریم، رخ بپوش، ارنه روز بر ما دراز خواهی کرد راست کردی…

Continue Reading...

شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است

شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است هوای باده ساقی و نفحه چنگ است بیا و بند قبا باز کن دمی بنشین که…

Continue Reading...

شمع فلک برآید با آتشین زبانه

شمع فلک برآید با آتشین زبانه ساقی نامسلمان درده می مغانه کشتی من روان کن مانا کرانه یابم دریای غم ندارد چون هیچ جا کرانه…

Continue Reading...

شمشیر کین باز آن صنم بر قصد دل‌ها می‌کشد

شمشیر کین باز آن صنم بر قصد دل‌ها می‌کشد جان هم کشد بار غمش، دل خود نه تنها می‌کشد خطی که از دود دلم بر…

Continue Reading...

شمع من اگر یک شب از خانه برون آید

شمع من اگر یک شب از خانه برون آید از هر طرفی صد جان پروانه برون آید صد جامه قبا گردد از هر طرفی، چون…

Continue Reading...

شناخت آنکه غم و محنت جدایی را

شناخت آنکه غم و محنت جدایی را بمیرد و نبرد سلک آشنایی را به اختیار نگردد کس از عزیزان دور ولی چه چاره کنم فرقت…

Continue Reading...

شهری‌ست معمور و در او از هر طرف مه‌پاره‌ای

شهری‌ست معمور و در او از هر طرف مه‌پاره‌ای مسکین دلم صدپاره و در دست هر مه پاره‌ای اشکال هرکس را ببین کاندر میان آن…

Continue Reading...