شبی با ما خیال خویشتن را میهمان گردان
شبی با ما خیال خویشتن را میهمان گردان ز باغ عارض خود مجلسم را بوستان گردان به زیبایی و رعنایی برون آ یک ره از…
شبی بخرام و مه را کار بشکن
شبی بخرام و مه را کار بشکن رخی بنما و گل را بار بشکن ز سر جوش دلم برگیر جامی خمار نرگس بیمار بشکن مخور…
شبی در کوی آن مه روی رفتم
شبی در کوی آن مه روی رفتم سر و پاگم چو آب جوی رفتم نمی رفتم، بلا شد بوی زلفش خراب اندر پی آن بوی…
شبی دیدم چو مه بر بام او را
شبی دیدم چو مه بر بام او را صراحی پیش و بر کف جام او را دعا می کردم و می نامدش یاد ز مستی…
شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآید
شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآید ز جان سوخته ام صد هزار آه بر آید به منزلی که گذشتی ز آب دیده ام،…
شبی گر آن پسر نازنین به ما برسد
شبی گر آن پسر نازنین به ما برسد بود امید که بر درد ما دوا برسد چه گویمش که بلایی ست او به نیکویی چنان…
شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم شفا از چشم تو خواهم، عجب بیماریی دارم همه شب می گزم انگشت حسرت را به دندان من همین…
شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد
شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد به کوی آن فریب انگیز پر افسون نخواهی شد مرا باری برآمد جان ز بیداری و…
شتربانا، دمی محمل میارای
شتربانا، دمی محمل میارای رها کن تا ببوسم ناقه را پای نهادند آشنایان بار بر دل دلم رفته ست و بارش ماند بر جای روان…
شحنه غم دواسپه می آید
شحنه غم دواسپه می آید صبر نزدیک من نمی پاید روزگارم به خشم می نارد و آسمانم به سرمه می ساید رفت روزی که با…





