شب که بادم ز سوی یار آمد

شب که بادم ز سوی یار آمد مست گشتم که بوی یار آمد بو که بر جان زنده ره از بادم بو که باد روی…

Continue Reading...

شب مرا در جگر سوخته مهمانی بود

شب مرا در جگر سوخته مهمانی بود یوسف مصر درین زاویه زندانی بود گوشه ای بود و غمش آمد و تشویشم آمد شد پریشان دلم…

Continue Reading...

شب من سیه شد از غم، مه من کجات جویم؟

شب من سیه شد از غم، مه من کجات جویم؟ به شب دراز هجران مگر از خدات جویم؟ نه ای آن گلی که آرد سوی…

Continue Reading...

شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست

شب نیست کز تو بر سر هر کو نفیر نیست و اندیشه تو در دل برنا و پیر نیست صد سر فدای پای تو باد،…

Continue Reading...

شب و روز می بنالم ز جفای چشم مستت

شب و روز می بنالم ز جفای چشم مستت چه کنم که در نگیرد به دل ستم پرستت به خم کمند زلفت همه عالم اندر…

Continue Reading...

شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش

شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش مشغول با خیال کسی در نهان خویش ناورد باد بویی ازان مرغ باغ ما نزدیک شد…

Continue Reading...

شب‌ها اسیر دردم و خوابم نمی‌برد

شب‌ها اسیر دردم و خوابم نمی‌برد وین آب دیده سوزش و تابم نمی‌برد جور زمانه برد ز من هرچه بود، وای کاین درد عاشقی و…

Continue Reading...

شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا

شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا من و چو کوه شبی، با سحر چه کار مرا من آستان تو بوسم، حدیث لب…

Continue Reading...

شبهای عاشق را گهی صبح طرب کمتر دمد

شبهای عاشق را گهی صبح طرب کمتر دمد کز ناوک غمزه زنان پیکانش در بستر دمد شیرین نباتی خاسته گرد لب شکر فشانش شیرین چرا…

Continue Reading...

شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند

شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند چو نگه کند غم و درد من، به دل آخرش اثری کند دل و…

Continue Reading...