سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی
سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی همه بتانت که محراب چشم هر صنمی در آب و آینه بینی همیشه صورت خویش که آفتاب پرستی…
سزد گر نیکویی در من ببینی
سزد گر نیکویی در من ببینی که خودکام و جوان و نازنینی به گاه خنده چون دندان نمایی مرا اندر میان چشم شینی مسلمان دیدمت،…
سلام و خدمت ما، ای صبا، به یار بگوی
سلام و خدمت ما، ای صبا، به یار بگوی فغان و زاری بلبل به نوبهار بگوی برفت طاقت صبر و نماند قوت عقل بگوی حال…
سفر کردند یاران جان ما هم
سفر کردند یاران جان ما هم بسی بیگانگان و آشنا هم ز ما یک بار برکندند دل را ز صحبت خیمه مهر و وفا هم…
سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد به کام لاله و سون زلال جان بچکد روان کن آن می چون آفتاب گرماگرم چنان که…
سوار چابک من باز عزم لشکری دارد
سوار چابک من باز عزم لشکری دارد دل من پار برد، امسال با جان داوری دارد من اندر خاک میدانش لگدکوب ستم گشتم هنوز آن…
سمن داری به زیر سبزه یا خود یاسمین داری
سمن داری به زیر سبزه یا خود یاسمین داری رخی داری به از هر دو، هم آن داری، هم این داری ز غمزه می کشی،…
سوار چابک من پیش چشم من مگذر
سوار چابک من پیش چشم من مگذر مرا بکشتی، ازین سو ز بهر من مگذر ببین که چشم کسی چون بود، ز بهر خدا بدین…
سوار من که ره در سینه دارد
سوار من که ره در سینه دارد زبان پر مهر و دل پر کینه دارد خیال اسپ او، شطرنج بازی همه با استخوان سینه دارد…
سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم
سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم کمند عقل بگسستی لجام نقس توسن هم به دامن می نهفتم گریه ناگه مست بگذشتی…





