زین پیشتر چنین دلت از سنگ و رو نبود

زین پیشتر چنین دلت از سنگ و رو نبود و آزار دوستانت برین گونه خو نبود پیوسته عادت تو چنین بود در بدی یا خود…

Continue Reading...

زین خوش پسران و شکل ایشان

زین خوش پسران و شکل ایشان بیگانه شدم ز جمله خویشان خوبان همه شهر و یک دل من بیچاره دلم به دست ایشان با ما…

Continue Reading...

زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی

زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی مردن هم از گیسوی خود بر خلق مشکل می کنی هم جان و تن…

Continue Reading...

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد چشم مست او که مژگان را به قتلم…

Continue Reading...

ساقی بیا که موسم عیش است و میم و یی

ساقی بیا که موسم عیش است و میم و یی می ده که لاله گون شده از باده ری و خی رخ بر فروز و…

Continue Reading...

زینسان که ناوک می زند چشم شکارانداز او

زینسان که ناوک می زند چشم شکارانداز او بسیار مرد شیردل کاید شکار ناز او جایی که با هر تار مو شد بسته صد گردن…

Continue Reading...

ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را

ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را روی ما بین و به ما ده رونمای خویش را کف چو گنبدها کند هر دم صلای…

Continue Reading...

ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ست

ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ست جام پر گردان که مرگم در تهی پیمانگی ست من به رغبت جان دهم تا رحمت آری…

Continue Reading...

ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست

ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست سر گلزار نداریم که بستان اینجاست دگرم نقل و شرابی نبود، گو کم باش گریه تلخ و شکر…

Continue Reading...

ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمید

ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمید چون خط سبز جوانان نغز و جان پرور دمید در خیالت، ای خیال ابروانت ماه عید…

Continue Reading...