ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم
ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم شبی گر روز کردی با من آن ماه شب افروزم گرفتار آمدم جایی و…
ز هر موی تو دل در بند دارم
ز هر موی تو دل در بند دارم دلم خون گشت، پنهان چند دارم به سوگند تو جان را بسته ام، وای که چندش دل…
زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم
زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم ناخوش بود زخم نهان، زان یار خوش می آیدم ای آنکه بر درد دلم تدبیر درمان می…
زاد چون از صبح روشن آفتاب
زاد چون از صبح روشن آفتاب ساقی خورشید رو در ده شراب لعل ندهی آن عرق در ده که چون گل برآرد هم گل ست…
زان گل که اندکی بته مشک ناب شد
زان گل که اندکی بته مشک ناب شد بسیار خلق از مژه در خون خضاب شد در خردگیش دیدم و گفتم که مه شوی او…
زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد دین قلندر گرفت، خانه یغما نهاد دل که به تسبیح داشت در خم زنار بست سر…
زبان نماند، ز لعلت سخن کجا یابم؟
زبان نماند، ز لعلت سخن کجا یابم؟ سخن نماند، دمی زان دهن کجا یابم؟ ز زلف تو همه چون بوی عشق می آید من آن…
زلف به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
زلف به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت نتوان همه جهان به یکی تار مو گرفت در ماهتاب دوش خرامان همی شدی ماهت بدید و…
زلف تو باز فتنه را رشته دراز می دهد
زلف تو باز فتنه را رشته دراز می دهد خط تو اهل عشق را سبق نیاز می دهد می کش و میزبان مرا، زین روشی…
زلف تو زان گره سخت که بر جانم زد
زلف تو زان گره سخت که بر جانم زد دم باقی دو سه پیمانه که بتوانم زد در دلم گشت همان لحظه کز او جان…





