ز من برشکستی به یکبارگی
ز من برشکستی به یکبارگی در وصل بستی به یکبارگی درافتاده بودی به دامم، چه سود؟ که از دام جستی به یکبارگی بیا کز جدایی…
ز گشت مست رسید و به هوش خویش نبود
ز گشت مست رسید و به هوش خویش نبود دلم ز صبر بسی لاف زد، ولیش نبود زدند راه دلم آهوان بی انصاف که از…
ز من بشنو، ای دل که خوبان چه چیزند؟
ز من بشنو، ای دل که خوبان چه چیزند؟ عزیزان قومند و قومی عزیزند به لعل چو آتش جهانی بسوزند به تیغ مژه خلق را…
ز من به خاطر آن نازنین که یاد دهد؟
ز من به خاطر آن نازنین که یاد دهد؟ ز جور او به که نالم، مرا که داد دهد؟ جوان و مست و فراموش کار…
ز من چو دل ربودی رفت جان نیز
ز من چو دل ربودی رفت جان نیز که در دل داشت شوقت این و آن نیز ز یاقوت لبت ما را طمعهاست کز او…
ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی
ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی خزانست در چمن عاشقان، بهار مجوی دلم به صحبت مستان و شاهدان خو کرد نشان تقوی…
ز من در هجر او هردم فغان زار میآید
ز من در هجر او هردم فغان زار میآید خوش آن چشمی که آن هردم بر آن رخسار میآید به بازی سوی من آمد، به…
ز من نازک میانی دور مانده ست
ز من نازک میانی دور مانده ست دلی رفته ست و جانی دور مانده ست بگویید از زبان من که آن جا دلی از بی…
ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری
ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری ز وصال شربتم ده که بسوختم ز دوری منم و شبی و گشتی به خرابههای…
ز هجر سوخته شد جان من سپند تو باد
ز هجر سوخته شد جان من سپند تو باد دلم همیشه اسیر خم کمند تو باد دریغ باشد جولان تو سنت بر خاک سواد دیده…





