همیشه سد راه قرب حق بوده است باطل ها

همیشه سد راه قرب حق بوده است باطل ها حصول آن بود دشوار بی امداد واصل ها گره شد سخت تر از رشتۀ تدبیرعاقل ها…

غم کرده باز گریه گره در گلو مرا

غم کرده باز گریه گره در گلو مرا این است آب رفته که آید بجو مرا از سرکشی گذشته به من زلف یار گفت انداخت…

جامه هستی فلک افگنده بر دوشم بزور

جامه هستی فلک افگنده بر دوشم بزور این متاع کس مخر را بر که بفروشم بزور جامه ها بافد برایم رشته طول امل گرچه میسازد…

آن بیوفا که شرح غمش را قیاس نیست

آن بیوفا که شرح غمش را قیاس نیست لطفی به هیچگونه از او التماس نیست یارب چه رسم داشت ندانم دیار حسن کانجا گذشت عمرم…

سر آمد زندگانى در معاصى

سر آمد زندگانى در معاصى دو تا گشتم از اين بار گران حيف ازين حسرت سرا با دست خالى به سوى آخرت گشتم روان حيف…

بیهوده شد به مقصد موهوم آب دل

بیهوده شد به مقصد موهوم آب دل تا کی کنیم بسته به نقش سراب دل دل ساخته است غرقۀ گرداب حیرتم ای کاشکی نداشتمی چون…

اعتبار زندگی کارم نمی آید دگر

اعتبار زندگی کارم نمی آید دگر چشم آن دارم که سازد چشم او کار مرا صوفی عبدالحق بیتاب

رشوه خورا چون خمندُک بد نما پندیده ایی

رشوه خورا چون خمندُک بد نما پندیده ایی گر نه خوردی خون مردم را چرا پندیده ایی گردنت از فربهی در شانه ها رفته فرو…

بیتاب شود كاش براى تو ميسر

بیتاب شود كاش براى تو ميسر يك صندلى گرم كه تا حلق درآيى صوفی عبدالحق بیتاب

آی آنکه جفا داری و یک زره وفا نی

آی آنکه جفا داری و یک زره وفا نی پیوسته نگه میکنی با غیر و به ما نی داده است حیات ابدی بهر شهیدان از…