ای نیک نکرده و بدیها

ای نیک نکرده و بدیها کرده و آنگاه نجات خود تمنا کرده بر عفو مکن تکیه که هرگز نبود ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده…

Continue Reading...

ای عشق تو مایهٔ جنون دل

ای عشق تو مایهٔ جنون دل من حسن رخ تو ریخته خون دل من من دانم و دل که در وصالت چونم کس را چه…

Continue Reading...

ای رونق کیش بت‌پرستان از

ای رونق کیش بت‌پرستان از تو وی غارت دین صد مسلمان از تو کفر از من و عشق از من و زنار از من دل…

Continue Reading...

ای دل اگر آن عارض دلجو

ای دل اگر آن عارض دلجو بینی ذرات جهان را همه نیکو بینی در آینه کم نگر که خودبین نشوی خود آینه شو تا همگی…

Continue Reading...

ای خالق خلق رهنمایی

ای خالق خلق رهنمایی بفرست بر بندهٔ بی‌نوا نوایی بفرست کار من بیچاره گره در گرهست رحمی بکن و گره گشایی بفرست “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

ای آینه را داده جلا صورت

ای آینه را داده جلا صورت تو یک آینه کس ندید بی صورت تو نی نی که ز لطف در همه آینه‌ها خود آمده‌ای به…

Continue Reading...

آنها که ز معبود خبر

آنها که ز معبود خبر یافته‌اند از جملهٔ کاینات سر یافته‌اند دریوزه همی کنند مردان ز نظر مردان همه از قرب نظر یافته‌اند “ابوسعید ابوالخیر…

Continue Reading...

اندر صف دوستان ما باش و

اندر صف دوستان ما باش و مترس خاک در آستان ما باش و مترس گر جمله جهان قصد به جان تو کنند فارغ دل شو،…

Continue Reading...

آن دل که تو دیده‌ای زغم

آن دل که تو دیده‌ای زغم خون شد و رفت وز دیدهٔ خون گرفته بیرون شد و رفت روزی به هوای عشق سیری میکرد لیلی…

Continue Reading...

افتاده منم به گوشهٔ بیت

افتاده منم به گوشهٔ بیت حزن غمهای جهان مونس غمخانهٔ من یا رب تو به فضل خویش دندانم را بخشای به روح حضرت ویس قرن…

Continue Reading...