ای باد ! به خاک مصطفایت

ای باد ! به خاک مصطفایت سوگند باران ! به علی مرتضایت سوگند افتاده به گریه خلق، بس کن بس کن دریا ! به شهید…

Continue Reading...

اول که مرا عشق نگارم

اول که مرا عشق نگارم بربود همسایهٔ من ز نالهٔ من نغنود واکنون کم شد ناله چو دردم بفزود آتش چو همه گرفت کم گردد…

Continue Reading...

اندوه تو از دل حزین

اندوه تو از دل حزین می‌دزدم نامت ز زبان آن و این می‌دزدم می‌نالم و قفل بر دهان می‌فگنم می‌گردیم و خون در آستین می‌دزدم…

Continue Reading...

آن رشته که بر لعل لبت

آن رشته که بر لعل لبت سوده شود وز نوش دهانت اشک آلوده شود خواهم که بدین سینهٔ چاکم دوزی شاید که زغمهای تو آسوده…

Continue Reading...

افسوس که ما عاقبت اندیش

افسوس که ما عاقبت اندیش نه‌ایم داریم لباس فقر و درویش نه‌ایم این کبر و منی جمله از آنست که ما قانع به نصیب و…

Continue Reading...

از مردم صدرنگ سیه پوشی

از مردم صدرنگ سیه پوشی به وز خلق فرومایه فراموشی به از صحبت ناتمام بی خاصیتان کنجی و فراغتی و خاموشی به “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

از درد تو نیست چشم خالی

از درد تو نیست چشم خالی ز نمی هر جا که دلیست شد گرفتار غمی بیماری تو باعث نابودن ماست ای باعث عمر مامبادت المی…

Continue Reading...

یک روز بیوفتی تو در

یک روز بیوفتی تو در میدانم آن روز هنوز در خم چوگانم گفتی سخنی و کوفتی برجانم آن کشت مرا و من غلام آنم “ابوسعید…

Continue Reading...

یا رب مکن از لطف پریشان

یا رب مکن از لطف پریشان ما را هر چند که هست جرم و عصیان ما را ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم محتاج…

Continue Reading...

یا رب به علی بن ابی طالب

یا رب به علی بن ابی طالب و آل آن شیر خدا و بر جهان جل جلال کاندر سه مکان رسی به فریاد همه اندر…

Continue Reading...