آن وقت که این انجم و

آن وقت که این انجم و افلاک نبود وین آب و هوا و آتش و خاک نبود اسرار یگانگی سبق می‌گفتم وین قالب و این…

Continue Reading...

آمد بر من قاصد آن سرو

آمد بر من قاصد آن سرو سهی آورد بهی تا نبود دست تهی من هم رخ خود بدان بهی مالیدم یعنی ز مرض نهاده‌ام رو…

Continue Reading...

آزادی و عشق چون همی نامد

آزادی و عشق چون همی نامد راست بنده شدم و نهادم از یکسو خواست زین پس چونان که داردم دوست رواست گفتار و خصومت از…

Continue Reading...

از شبنم عشق خاک آدم گل

از شبنم عشق خاک آدم گل شد شوری برخاست فتنه‌ای حاصل شد سر نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطرهٔ خون چکید و نامش…

Continue Reading...

از بار گنه شد تن مسکینم

از بار گنه شد تن مسکینم پست یا رب چه شود اگر مرا گیری دست گر در عملم آنچه ترا شاید نیست اندر کرمت آنچه…

Continue Reading...

یا من بک حاجتی و روحی

یا من بک حاجتی و روحی بیدیک عن غیرک اعرضت و اقبلت علیک مالی عمل صالح استظهر به الجات علیک واثقا خذ بیدیک “ابوسعید ابوالخیر…

Continue Reading...

یا رب در خلق تکیه گاهم

یا رب در خلق تکیه گاهم نکنی محتاج گدا و پادشاهم نکنی موی سیهم سفید کردی به کرم با موی سفید رو سیاهم نکنی “ابوسعید…

Continue Reading...

وصل تو کجا و من مهجور

وصل تو کجا و من مهجور کجا دردانه کجا حوصله مور کجا هر چند ز سوختن ندارم باکی پروانه کجا و آتش طور کجا “ابوسعید…

Continue Reading...

هر چند گهی زعشق بیگانه

هر چند گهی زعشق بیگانه شوم با عافیت کنشت و همخانه شوم ناگاه پری‌رخی بمن بر گذرد برگردم زان حدیث و دیوانه شوم “ابوسعید ابوالخیر…

Continue Reading...

نی باغ به بستان نه چمن

نی باغ به بستان نه چمن می‌خواهم نی سرو و نه گل نه یاسمن می‌خواهم خواهم زخدای خویش کنجی که در آن من باشم و…

Continue Reading...