رباعیات سید روح الله موسوی خمینی
محفل دوست
در محفل دوست، نیست جز دود و دمی در حلقه صوفیان، نه لا، نه نعمی گر شادی و غم میطلبی، بیرون شو اینجا نتوان یافت،…
یاد
از دست فراقت، برِ کی داد برم؟ فریاد رس، از تو، به که فریاد برم؟ طوفان غمت رشته هستی بگسیخت یاد تو شود، یاد خود…
بنمای نظری
ای شادی من، غصّه من، ای غم من ای زخم درون من و ای مرهم من بنما نظری، به ذرّه ای بیمقدار تا بر سر…
جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی ما جاوید است دشمن ز حیات خویشتن، نومید است آن روز که عالم ز ستمگر خالی است ما را و همه ستمکشان را…
دل خواب
چشم تو و خورشید جهانتاب کجا؟ یاد رخ دلدار و دل خواب کجا؟ با این تن خاکی، ملکوتی نشوی ای دوست تراب و ربّ الاَرباب…
شیفتگان
این شیفتگان که در صراطند، همه جوینده چشمه حیاتند، همه حق میطلبند و خود ندانند آن را در آب به دنبال فُراتند، همه امام خمینی
فریاد ز من
ای پیر، هوای خانقاهم هوس است طاعت نکند سود، گناهم هوس است یاران همه سوی کعبه، کردند رحیل فریاد ز من، گناهگاهم هوس است! امام…
قبله
ابروی تو قبله نمازم باشد یاد تو گرهگشای رازم باشد از هر دو جهان، برفکنم روی نیاز گر گوشه چشمت به نیازم باشد امام خمینی
مدّعی
از صوفیها صفا ندیدم هرگز زین طایفه من، وفا ندیدم هرگز زین مدّعیان که فاش اناالحق گویند با خودبینی، فنا ندیدم هرگز امام خمینی
یاران نظری
یاران، نظری که نیک اندیش شوم بیگانه ز قید هستیِ خویش شوم تکبیر زنان رو سوی محبوب کنم از خرقه برون آیم و درویش شوم…





