گلچین اشعار الفت ملزم
زمین تا روی شاخ گـاو ماهیست
زمین تا روی شاخ گـاو ماهیست تمـامِ سـرنـوشـت مـا تباهیست سیه انـدیشـهگان را نـور ننگ است به چشم شبپرک ‘سولر’ سیاهیست نه زیبد جز به…
من آمدم که سبزه بکارم سراب را
من آمدم که سبزه بکارم سراب را هم مهر را مهار بگیرم هم آب را من آمدم خدا خردم داد و اختیار تا طی کنم…
افتد چو بدست خلق افسار مداریها
افتد چو بدست خلق افسار مداریها از پرده بیرون ریزد اسرار مداریها قاچاقبرِ تریاک، تاراجگرِ معدن تخریبگرِ میهن همیار مداریها عاقل به جنون آید در…
زبان فارسی بیشک شرین است
زبان فارسی بیشک شرین است شکرشوراست پیش اش.انگبین است دری،هرواکه واکه کوهِ نوراست به قلبم حک و در خونم عجین است بیا بشنو حدیث شاه…
وقتی دو دل به هم که شود یار ِیک به یک
وقتی دو دل به هم که شود یار ِیک به یک لبـــریـــز از محبـت و ایثـــارِ یک به یک امـروزِ زندهگی اگـر آغـاز شد به…
بازهم از گذشتهها بخوانید!
بازهم از گذشتهها بخوانید! تا هــوای شهر زهـر آلود شد آدمی را صد مرض مشهود شد سینهی صـافِ طبیعت شد سیـاه بسکه شهر و قریهها…
درخت منتظر اولین جوانهی برگ
درخت منتظر اولین جوانهی برگ پرنده در صدد بهترین ترانهی برگ صدای غرش رگبار فصل فروردین وقطرهقطرهی باران بروی شانهی برگ سحر تمام درختان باغ…
نمیخندد
نمیخندد اگـر آدم نه خندد زندهگی یـکسر نمیخندد زمین با جمله موجودات بحر و بر نمیخندد خدا زیبا، تو زیبا، گفتن و خندیدنت زیبـا بخند…
ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﮔﭗ ﺍﺯ ﻋﺪﻝ ﻭ ﺩﺍﺩ میگفتند
ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﮔﭗ ﺍﺯ ﻋﺪﻝ ﻭ ﺩﺍﺩ میگفتند ﺗـﻤــﺎﻡِ ﺍﻫــﻞ ﻓـﺴﺎﺩ ﺍﺯ ﻓـﺴﺎﺩ میگفتند ﻭ ﺧﺒـﺮﮔﺎﻥِ ﺧـﺪﺍ ﺑـﯽ ﺧﺒـﺮ ﺧـﺮﺍﺑـﯽ ﺭﺍ ﻣﯿـﺎﻥ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ…
زن ســزاوارِ ســر بُریدن نیست
زن ســزاوارِ ســر بُریدن نیست مــردِ نـامـــرد لایـقِ زن نیست ایـن گُــلِ نـوبـرِ هـزار بهـشت بـابِ پـرپـر شدن و چیدن نیست آن سهی سروِ سرکشیده…





