گلچین اشعار احمد شاملو
باغ آینه
چراغی به دستم چراغی در برابرم. من به جنگِ سیاهی میروم. گهوارههای خستگی از کشاکشِ رفتوآمدها بازایستادهاند، و خورشیدی از اعماق کهکشانهای خاکستر شده را…
انتظار
از دریچه با دلِ خسته، لبِ بسته، نگاهِ سرد میکنم از چشمِ خوابآلودهی خود صبحدم بیرون نگاهی: در مه آلوده هوای خیسِ غمآور پارهپاره رشتههای…





