گلچین اشعار احمد شاملو
شبانه – 1 (2)
اگر که بیهده زیباست شب برای چه زیباست شب برای که زیباست؟ ــ شب و رودِ بیانحنای ستارگان که سرد میگذرد. و سوگوارانِ درازگیسو بر…
سرود ِ بزرگ
به شنـچو، رفیقِ ناشناسِ کُرهیی شن ــ چو! کجاست جنگ؟ در خانهی تو در کُره در آسیای دور؟ اما تو شن برادرکِ زردْپوستم! هرگز جدا…
دیدار واپسین
باران کُنَد ز لوحِ زمین نقشِ اشک پاک آوازِ در، به نعرهیِ توفان، شود هلاک بیهوده میفشانی اشک اینچنین به خاک بیهوده میزنی به در،…
در آستانه, نه عادلانه نه زيبا بود
نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از آن که ما به صحنه برآییم. به عدلِ دستنایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود آمد. ۱۳۷۳ ©…
در آستانه, حکایت
مطرب درآمد با چکاوکِ سرزندهیی بر دستهی سازش. مهمانانِ سرخوشی به پایکوبی برخاستند. از چشمِ ینگهی مغموم آنگاه یادِ سوزانِ عشقی ممنوع را قطرهیی به…
خطابهی آسان، در اميد
به رامین شهروند وطن کجاست که آوازِ آشنای تو چنین دور مینماید؟ امید کجاست تا خود جهان به قرار بازآید؟ هان، سنجیده باش که نومیدان…
حدیث بیقراری ماهان, زنان و مردانِ سوزان
زنان و مردانِ سوزان هنوز دردناکترین ترانههاشان را نخواندهاند. سکوت سرشار است. سکوتِ بیتاب از انتظار چه سرشار است! ۱۸ خردادِ ۱۳۶۷ © www.shamlou.org سایت…
تنها
اکنون مرا به قربانگاه میبرند گوش کنید ای شمایان، در منظری که به تماشا نشستهاید و در شماره، حماقتهایِتان از گناهانِ نکردهی من افزونتر است!…
تا شکوفهی سُرخ يک پيراهن
به آیدا ۱۳۴۳ سنگ میکشم بر دوش، سنگِ الفاظ سنگِ قوافی را. و از عرقریزانِ غروب، که شب را در گودِ تاریکاش میکند بیدار، و…
به گوهرِ مراد
به گوهرِ مراد کوچهها باریکن دُکّونا بستهس، خونهها تاریکن تاقا شیکستهس، از صدا افتاده تار و کمونچه مُرده میبرن کوچه به کوچه. □ نگا کن!…





