در جدال با خاموشی

۱ من بامدادم سرانجام خسته بی آنکه جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم. هرچند جنگی از این فرساینده‌تر نیست، که پیش از آنکه باره…

Continue Reading...

در آستانه, در آستانه

باید اِستاد و فرود آمد بر آستانِ دری که کوبه ندارد، چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و اگر بی‌گاه به درکوفتن‌ات…

Continue Reading...

خفتگان

به مناسبتِ بیستمین سالِ قیامِ دلیرانه‌ی گتتوی شهرِ ورشو از آن‌ها که رویاروی با چشمانِ گشاده در مرگ نگریستند، از برادرانِ سربلند، در محله‌ی تاریک…

Continue Reading...

حدیث بی‌قراری ماهان, سرودِ ششم

شگفتا که نبودیم عشقِ ما در ما حضورِمان داد. پیوندیم اکنون آشنا چون خنده با لب و اشک با چشم واقعه‌ی نخستین دمِ ماضی. □…

Continue Reading...

جاده، آن سویِ پُل

مرا دیگر انگیزه‌ی سفر نیست. مرا دیگر هوای سفری به سر نیست. قطاری که نیم‌شبان نعره‌کشان از دِهِ ما می‌گذرد آسمانِ مرا کوچک نمی‌کند و…

Continue Reading...

ترانه آبی

برای ع. پاشایی قیلوله‌ی ناگزیر در تاق‌تاقیِ‌ حوضخانه، تا سال‌ها بعد آبی را مفهومی از وطن دهد. امیرزاده‌یی تنها با تکرارِ چشم‌های بادامِ تلخش در…

Continue Reading...

بهار دیگر

قصدِ من فریبِ خودم نیست، دلپذیر! قصدِ من فریبِ خودم نیست. اگر لب‌ها دروغ می‌گویند از دست‌های تو راستی هویداست و من از دست‌های توست…

Continue Reading...

بچه‌های اعماق

گفتار برای یک ترانه، در شهادتِ احمد زیبرم به علیرضا اسپهبد در شهرِ بی‌خیابان می‌بالند در شبکه‌ی مورگی پس‌کوچه و بُن‌بست، آغشته‌ی دودِ کوره و…

Continue Reading...

افق روشن

برای کامیار شاپور روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت. □ روزی که کمترین سرود بوسه است…

Continue Reading...

احساس

سه دختر از جلوخانِ سرایی کهنه سیبی سُرخ پیشِ پایم افکندند رخانم زرد شد امّا نگفتم هیچ فقط آشفته شد یک دَم صدای پای سنگینم…

Continue Reading...